برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1616 100 1
شبکه مترجمین ایران

humanity

/hjuːˈmænəti/ /hjuːˈmænɪti/

معنی: مروت، بشریت، نوع بشر
معانی دیگر: ویژگی های خوب انسانی، محسنات بشر، نژاد بشر، انسان، آدم، آدمیزاد، آدمیزاده، انسانیت، مردمی، رادمردی، نهاد بشری، خوی انسانی

بررسی کلمه humanity

اسم ( noun )
حالات: humanities
(1) تعریف: the race of human beings; mankind.
مترادف: race, species, womankind
مشابه: earth, Homo sapiens, man, society, world

- All of humanity has the same need for food, water, and clean air.
[ترجمه سیروس مرادی] همه انسانها نیاز مشابهی به غذا،آب و هوای پاک دارند.
|
[ترجمه ترگمان] تمام بشریت به غذا، آب و هوای پاک نیاز دارد
[ترجمه گوگل] همه انسانها نیاز به غذا، آب و هوای پاک دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: the condition or quality of being human.
مشابه: human nature, humanness

- We make mistakes as part of our humanity.
[ترجمه ترگمان] ما به عنوان بخشی از انسانیت خود دچار اشتباه می‌شویم
[ترجمه گوگل] ما اشتباهات را بخشی از بشریت می کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

واژه humanity در جمله های نمونه

1. humanity has judged these books and found them worthy of eternal fame
بشریت این کتاب‌ها را مورد قضاوت قرار داده و آنها را شایسته‌ی شهرت ابدی شناخته است.

2. crimes against humanity
جنایات ضد بشری

3. a habitat for humanity
زیستگاه برای انسان‌ها

4. love improves man's humanity
عشق محسنات انسان را والاتر می‌کند.

5. an enormous crime against humanity
جنایتی شنیع بر ضد بشریت

6. we must treat animals with humanity
بایستی نسبت به حیوانات مروت داشته باشیم.

7. john bunyan allegorized the story of humanity
جان بانیا داستان بشریت را به صورت تمثیل بیان کرد.

8. he spent himself in the service of humanity
خودش را وقف خدمت به بشریت کرد.

9. in his view, the end of life is to serve humanity
در نظر او آماج زندگی خدمت به بشریت است.

10. in this world there is nothing better than acts of humanity
به گیتی به از مردمی کار نیست

11. In the name of humanity I ask the government to reappraise this important issue.
[ترجمه ترگمان]من به نام انسانیت از دولت می‌خواهم که این مساله مه ...

مترادف humanity

مروت (اسم)
courage , goodness , kindness , humanism , audacity , generosity , manliness , mercy , humanity , clemency , pity
بشریت (اسم)
humanity , mankind , mortality , humankind
نوع بشر (اسم)
humanity , humankind

معنی عبارات مرتبط با humanity به فارسی

دین نوع پرستی، دین خیرخواهی نژادانسان

معنی کلمه humanity به انگلیسی

humanity
• human race, mankind; human nature; kindness, compassion, quality of being humane
• humanity means all the people in the world.
• humanity is also the quality of being kind, thoughtful, and sympathetic.
• a person's humanity is their state of being a human being, rather than an animal or an object; a formal use.
• the humanities are subjects such as literature, philosophy, and history which are concerned with human ideas and behaviour.
crimes against humanity
• actions which violate the most basic rights of humankind (especially those which are committed during war)

humanity را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حامد نیازی
انسانی . بشریت. بشر
ابوالفضل رضایی
We fight for humanity!
ما برای انساینت مبارزه می کنیم
محدثه فرومدی
ابناء بشر، جهانیان، آدمیزادگان
سعید
سور و سات هپروتی تعطیل
الهه
انسانیت
English User
1بشر و بشریت
2درک و شعور انسانی
3انسان بودن و انسانیت

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی humanity

کلمه : humanity
املای فارسی : هومنیتی
اشتباه تایپی : اعئشدهفغ
عکس humanity : در گوگل

آیا معنی humanity مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )