برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1650 100 1
شبکه مترجمین ایران

hotbed

/ˈhɑːtˌbed/ /ˈhɒtbed/

معنی: سر چشمه
معانی دیگر: جای نشو و نمو، رستنگاه، (کشاورزی) گرمخانه، گلخانه، پرورشگاه گیاه، منبع، بستر خاکی چمن که در اثر تخمیر ویابوسیله دیگری گرم شده باشد، محل یا محیطی که دران رویش وپیشرفت سریع باشد

بررسی کلمه hotbed

اسم ( noun )
(1) تعریف: a bed of soil, usu. heated by fermenting manure and covered by glass, used to protect sensitive plants or to grow plants out of season.

(2) تعریف: any environment that encourages the rapid growth and development of something, esp. something undesirable.
مشابه: den

- a hotbed of illegal drug activity
[ترجمه ترگمان] بستری برای فعالیت غیرقانونی مواد مخدر
[ترجمه گوگل] یک بوته از فعالیت های غیر قانونی مواد مخدر
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه hotbed در جمله های نمونه

1. The police department was a hotbed of corruption.
[ترجمه ترگمان]اداره پلیس بستری از فساد بود
[ترجمه گوگل]اداره پلیس فرسایشی بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The area was a hotbed of crime.
[ترجمه ترگمان]این ناحیه محل وقوع جرم بود
[ترجمه گوگل]این منطقه یک جرم است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The city is a hotbed of crime.
[ترجمه ترگمان]شهر محل وقوع جرم است
[ترجمه گوگل]این شهر از جرم و جنایت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. In the 60's the city was a hotbed of crime.
[ترجمه ترگمان]در دهه ۶۰ شهر محل وقوع جنایت بود
[ترجمه گوگل]در دهه 60، شهر یک جرم و جنایت بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Vasey's, like any other establishment, was a hotbed of gossip.
...

مترادف hotbed

سر چشمه (اسم)
original , principle , derivation , source , origin , root , spring , fountainhead , hotbed , headwaters , fountain , mother , wellspring , headspring , springhead , wellhead

معنی کلمه hotbed به انگلیسی

hotbed
• area of covered and heated ground in which plants are grown in and out of season
• if you say that a place is a hotbed of a particular kind of an activity, usually one that you do not approve of, you mean that a lot of this activity happens there.

hotbed را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Zahra Golshenas
جای مناسب
زهرا گلشناس
جای مناسب
فاطمه لطیفی
کانون، بستر
English User
مرکز
محمدرضا خسروی
1. محل نشو و نما، محل رشد و نمو 2. منشا، کانون، مرکز، سرچشمه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی hotbed

کلمه : hotbed
املای فارسی : هتبد
اشتباه تایپی : اخفذثی
عکس hotbed : در گوگل

آیا معنی hotbed مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )