برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1407 100 1

hostage

/ˈhɑːstɪdʒ/ /ˈhɒstɪdʒ/

معنی: وثیقه، گرو، گروگان، شخص گروی

بررسی کلمه hostage

اسم ( noun )
• : تعریف: someone held prisoner by one person or group in an attempt to persuade or force another person or group to satisfy certain conditions or meet certain demands.
مشابه: captive, pawn

- The police did what they could to capture the gunman without injuring the hostages.
[ترجمه ترگمان] پلیس کاری انجام داد که آن‌ها توانستند آن مرد مسلح را بدون مجروح کردن گروگان‌ها دستگیر کنند
[ترجمه گوگل] پلیس کاری انجام داد که بتواند مسلح را بدون زخمی شدن گروگان ها دستگیر کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه hostage در جمله های نمونه

1. hostage takers had used him with some brutality
گروگان گیرها با او نسبتا وحشیانه رفتار کرده بودند.

2. Eight people were held hostage for four months.
[ترجمه ترگمان]هشت نفر رو برای چهار ماه گروگان گرفته بودن
[ترجمه گوگل]هشت نفر در مدت چهار ماه گروگان گرفته شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. She was taken/held hostage by the gunmen.
[ترجمه ترگمان]او توسط افراد مسلح گروگان گرفته شد
[ترجمه گوگل]او توسط افراد مسلح به گروگان گرفته شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The group are holding two western tourists hostage .
[ترجمه ترگمان]این گروه دو توریست غربی را به گروگان گرفته‌اند
[ترجمه گوگل]این گروه دو گروگان غربی توریست دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The former hostage is in remarkably good shape considering his ordeal.
[ترجمه ترگمان]گروگان سابق در حالی که محاکمه او را بررسی می‌کند، به شکل بسیار خوبی در حال شکل گرفتن است
[ترجمه گوگل] ...

مترادف hostage

وثیقه (اسم)
surety , earnest , gage , gauge , assurance , security , guarantee , guaranty , pledge , caution , premium , pawn , hostage
گرو (اسم)
surety , gage , gauge , security , deposit , stake , pledge , pawn , mortgage , encumbrance , hostage
گروگان (اسم)
pawn , hostage
شخص گروی (اسم)
hostage

معنی کلمه hostage به انگلیسی

hostage
• captive, pawn, someone held prisoner by a person or group in order to force another person or group to meet their demands
• a hostage is someone who has been captured by a person or organization and who may be killed or injured if people do not do what the person or organization wants.
• if someone is taken hostage or is held hostage, they are captured and kept as a hostage.
• if you are a hostage to something, or are hostage to it, you are prevented from changing your plans because of previous arrangements or promises you have made.
hostage taking
• act of forcefully taking captives and using them as security until certain demands are met

hostage را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

وایل رحیمی
If you are a hostage to something, or are hostage to it, you are prevented from changing your plans because of previous arrangements or promises you have made.
فریــــــماه رفیعی
to hold hostage :ترجمه کمی ادبی در متونی که از نظری لغوی به گروگان گیری اشاره ندارند:
به حصار خود درآوردن
رضا زنگی‌آبادی
a hostage to fortune ضامن خوشبختی
hold/ take sb hostage کسی را گروگان گرفتن
give hostages to fortune خود را به دست تقدیر سپردن دل به دریا زدن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی hostage
کلمه : hostage
املای فارسی : هستگ
اشتباه تایپی : اخسفشلث
عکس hostage : در گوگل

آیا معنی hostage مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )