برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1646 100 1
شبکه مترجمین ایران

horse around

/hɔrs əˈraʊnd/ /hɔːs əˈraʊnd/

(خودمانی) شوخی خرکی کردن، نره خر بازی درآوردن، جست و خیز کردن، وقت تلف کردن

بررسی کلمه horse around

عبارت ( phrase )
• : تعریف: (informal) to engage in frivolous or boisterous play.

واژه horse around در جمله های نمونه

1. He fell through the window while horsing around with some friends.
[ترجمه امیر حسین] او هنگام شوخی خرکی کردن با دوستان از پنجره افتاد
|
[ترجمه ترگمان]او با چند تا از دوستانش از پنجره بیرون آمد
[ترجمه گوگل]او با افتادن از پنجره در حالی که اسب سواری با برخی از دوستان
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. She walked the horse around the ring.
[ترجمه ترگمان]اسب را دور حلقه زد
[ترجمه گوگل]او اسب را در اطراف حلقه راه می انداخت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He breezed the horse around the track.
[ترجمه ترگمان]به سرعت به طرف اسب رفت
[ترجمه گوگل]او اسب را در اطراف مسیر فرو برد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Let's get down to basics and stop horsing around.
...

horse around را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی اکبر منصوری
شيطوني کردن!
Fatemeh
خودت رو نشون دادن
Mobina
بازی گوشی کردن
Parisa
مسخره بازی کردن،شوخی وشیطنت کردن
پارسا شکروی
شوخی خرکی کردن
English User
شرتی کاری کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی horse around

کلمه : horse around
املای فارسی : هورس اراند
اشتباه تایپی : اخقسث شقخعدی
عکس horse around : در گوگل

آیا معنی horse around مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )