برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1405 100 1

hopeless

/ˈhoʊplɪs/ /ˈhəʊplɪs/

معنی: نومید
معانی دیگر: ناامید، ناامیدوار، مایوس، بیچاره، لاعلاج، درمان ناپذیر، اصلاح ناپذیر، سامان ناپذیر، بهتر نشدنی، نومید کننده، مایوس کننده

بررسی کلمه hopeless

صفت ( adjective )
مشتقات: hopelessly (adv.), hopelessness (n.)
(1) تعریف: giving no grounds to be hopeful that a desired thing will happen; beyond hope.
مترادف: irremediable
متضاد: hopeful
مشابه: critical, deadly, desperate, fatal, grave, incurable, intractable, irredeemable, remediless, serious, terminal

- The doctors believed that his condition was hopeless, so his recovery was a surprise and a relief.
[ترجمه ترگمان] پزشکان معتقد بودند که وضع او نا امید کننده است، بنابراین بهبود او مایه شگفتی و آرامش بود
[ترجمه گوگل] پزشکان معتقد بودند که وضعیت او ناامید کننده بود، بنابراین بهبود او شگفت انگیز و تسکین دهنده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Desperately outnumbered, it was a hopeless situation for the allied forces.
[ترجمه ترگمان] از آن‌ها بیشتر بود، این موقعیت برای نیروهای متحد، یک موقعیت ناامید کننده بود
[ترجمه گوگل] به طرز ناامید کننده ای، این وضعیت ناامید کننده برای نیروهای متحد بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- This is hopeless; we have to figure out another way.
[ترجمه ترگمان] این هیچ امیدی نیست، باید یه راه دیگه پیدا کنیم
[ترجمه گوگل ...

واژه hopeless در جمله های نمونه

1. a hopeless gambler
قمارباز اصلاح ناپذیر

2. a hopeless task
کاری که امکان موفقیت ندارد

3. he is hopeless in mathematics
ریاضیات او بسیار خراب است.

4. looking with tearful, hopeless eyes
(در حال) نگاه کردن با چشمانی اشک آلود و عاری از امید

5. the situation looked quite hopeless
وضعیت ظاهرا بسیار نومید کننده بود.

6. the doctors declared the patient hopeless and she was sent home
دکترها اعلام کردند که بیمار خوب شدنی نیست و او را به منزل فرستادند.

7. I tell you hopeless grief is passionless.
[ترجمه ترگمان]من به تو می‌گویم که اندوه ناامیدی است
[ترجمه گوگل]من به شما می گویم که غم و اندوه ناامیدانه بی وقفه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. He gave way to hopeless grief as soon as he heard the bad message.
[ترجمه ترگمان]به محض اینکه پیغام بد را شنید، راه خود را در پیش گرفت
[ترجمه گوگل]به محض این که پیام بد را می شنید، او به غم و اندوه ناامید شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف hopeless

نومید (صفت)
broken-hearted , hopeless , lorn

معنی کلمه hopeless به انگلیسی

hopeless
• lost, forlorn, having no hope
• if you feel hopeless, you feel desperate because there seems to be no possibility of comfort or success.
• someone or something that is hopeless is certain to be unsuccessful.
• you use hopeless to emphasize how bad an event or situation is.
hopeless case
• situation or instance incapable of improvement, irreparable specimen, lost case

hopeless را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Maryam j
بی فایده،بی نتیجه
میثم علیزاده
مایوس کننده
ناامید
ملیکا
افتضاح،ناجور
یاسمن
ناعلاج
یاسمن
ناعلاج

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی hopeless
کلمه : hopeless
املای فارسی : هپلس
اشتباه تایپی : اخحثمثسس
عکس hopeless : در گوگل

آیا معنی hopeless مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )