برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1399 100 1

homage

/ˈɑːmədʒ/ /ˈhɒmɪdʒ/

معنی: بیعت، تجلیل
معانی دیگر: (معمولا با : do یا pay) هر کاری که نشانه ی تکریم و وفاداری باشد، بزرگداشت، ادای احترام، (در اصل) اعلام رسمی بیعت نسبت به پادشاه یا سرور، مراسم بیعت و هدایای اهدائی، اعلام رسمی بیعت از طرف متحد یا متفقی نسبت به پادشاه

بررسی کلمه homage

اسم ( noun )
(1) تعریف: special respect, honor, or esteem, publicly displayed or expressed.
مترادف: deference, obeisance, reverence, salute, tribute
مشابه: applause, compliment, esteem, honor, kowtow, regard, respect, veneration

- Dignitaries from numerous foreign countries came to the funeral to pay homage to the slain leader.
[ترجمه ترگمان] Dignitaries از کشورهای مختلف خارجی برای ادای احترام به رهبر کشته‌شده به مراسم خاکسپاری آمدند
[ترجمه گوگل] مقامات از کشورهای متعدد خارج از کشور به مراسم خاکسپاری مراجعه کردند تا به رهبر کشته شده احترام بگذارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- In his acceptance speech for the award, the actor paid homage to the great director who had been his mentor.
[ترجمه ترگمان] این بازیگر در سخنرانی پذیرش خود نسبت به کارگردان بزرگ که مربی او بود، ادای احترام کرد
[ترجمه گوگل] او در سخنرانی پذیرفته شده خود برای جایزه، بازیگر به کارگردانی عالی که مدرس او بود، قدردانی کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: a formal, public pledge of allegiance to a feudal lord by a tenant or vassal.
مترادف: fealty, pledge
مشابه: kowtow, submission, subordination, vassalage, vow
...

واژه homage در جمله های نمونه

1. they paid homage to the fallen soldiers
آنان نسبت به سربازان شهید ادای احترام کردند.

2. to pay homage to a hero
از یک قهرمان تجلیل کردن

3. we went there to do homage to the genius of hafez
برای بزرگداشت نبوغ حافظ به آنجا رفتیم.

4. They bowed in homage to the Unknown Soldiers.
[ترجمه سیما] آنها برای احترام به سربازان گمنام تعظیم کردند.
|
[ترجمه ترگمان]آنان با احترام به سربازان ناشناس تعظیم کردند
[ترجمه گوگل]آنها به سربازان ناشناخته تعلق داشتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Homage was paid to the great sages buried in the city.
[ترجمه ترگمان]Homage به the بزرگ که در شهر به خاک سپرده شده بودند پرداخت شد
[ترجمه گوگل]هماهنگی با ایثارگران بزرگ که در این شهر دفن شده بودند پرداخت شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. They stood in silent homage round her grave. ...

مترادف homage

بیعت (اسم)
allegiance , fealty , homage , vassalage
تجلیل (اسم)
homage , celebration , glorification , exaltation , kudos , magnification

معنی کلمه homage به انگلیسی

homage
• respect, appreciation, honor, esteem
• homage is respect shown towards someone you admire or who is in authority.

homage را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محسن قاسمی قاسموند
ادای احترام.تکریم
میلاد علی پور
احترام کسی را نگه داشتن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی homage
کلمه : homage
املای فارسی : همگ
اشتباه تایپی : اخئشلث
عکس homage : در گوگل

آیا معنی homage مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )