برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1639 100 1
شبکه مترجمین ایران

hold out

/hoʊldˈaʊt/ /həʊldaʊt/

معنی: حاکی بودن از، بسط یافتن
معانی دیگر: 1- دوام آوردن، ادامه دادن، تسلیم نشدن 2- پیشنهاد کردن، عرضه داشتن 3- (عامیانه) دبه کردن، زیر قول و قرار زدن، خودداری کردن از

بررسی کلمه hold out

عبارت ( phrase )
(1) تعریف: to refuse to comply until conditions are more favorable.
مترادف: sit tight, stand pat
متضاد: capitulate, submit
مشابه: tough it out, withhold

(2) تعریف: to continue to last; persist; persevere.
مترادف: persevere, persist, stand
متضاد: yield
مشابه: carry on, hang on, wear

واژه hold out در جمله های نمونه

1. They won't be able to hold out much longer under this sort of bombardment.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها قادر نخواهند بود مدت زیادی تحت این نوع بمباران مقاومت کنند
[ترجمه گوگل]آنها نمی توانند مدت بیشتری تحت این نوع بمباران قرار گیرند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He tried to hold out for higher paying by rejecting signature to the contract.
[ترجمه ترگمان]او تلاش کرد تا با رد کردن امضای قرارداد، حقوق بیشتری پرداخت کند
[ترجمه گوگل]او سعی کرد با رد امضای قرارداد برای پرداخت بیشتر پرداخت کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Hold out your hands with your palms facing downwards.
[ترجمه ترگمان]دسته‌ات رو با کف دستت بگیر که رو به پایین قرار داره
[ترجمه گوگل]دستان خود را با کف دست خود را به سمت پایین برگزار کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He seems to hold out no hope of success.
[ترجمه ترگمان]به نظر می‌رسد که او هیچ امیدی به موفقیت ندارد
[ترجمه گوگل]به نظر می رسد هیچ امیدی برای موفقیت ندارد
[ترجمه شما] ...

مترادف hold out

حاکی بودن از (فعل)
smell , bode , bespeak , hold out , betoken , signify , symbolize
بسط یافتن (فعل)
expand , hold out , overspread

معنی عبارات مرتبط با hold out به فارسی

(عامیانه) با سماجت یا پایداری خواستار بودن
امیدوار بودن، امید داشتن

معنی کلمه hold out به انگلیسی

hold out
• hang on, endure; extent, stretch forth
hold out the olive branch
• make a peaceful gesture, offer peace

hold out را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی اکبر
قالتاقی کردن- تیزی کردن
مریم
Hold out میتونه به معنی دراز کردن و کشیدن دست هم باشه

She held out her hand to take a piece of cake
او دستش را دراز کرد تا یک تکه کیک بردارد.
علیرضا ضیاء
Now hold out your hand, how many finger do you have between the horizon
? and sun
علیرضا ضیاء
نگهداشتن/ دراز کردن (دست)
.Hold out your hand
میلاد علی پور
ادامه دادن، دست نکشیدن، طاقت آوردن
مریمی
ارائه کردن
Fatemeh
Every time we hold out the hand of friendship به معنای " هر زمان که دستی را برای دوستی می فشاریم " است .
در واقع hold out به معنای دست دادن است .
سوال : ایا به معنای " فشردن" هم میتونه باشه؟
^_^
من هم مثل Fatemeh فکر میکردم که hold out به معنی دست دادنه:
His hand hold out in greeting
دستش را برای خوشامد گویی در دست گرفت/باهاش دست داد
البته که shake hands در اصل به معنی دست دادنه و استفاده از hold out به این معنا درست نیست اما میشه اینطور معنی کردش
و درمورد معنی فشردن که فاطمه خانوم بهش اشاره کردن...من دقیق نمیدونم...اما فکر نمیکنم چنین معنی ای رو بده یعنی من هیچ جا ندیدم
ولی فکر کنم حرف خانم مریم درست باشه که معنی این کلمه دراز کردنه...
و معنی اون جمله این باشه که او دستش را دراز کرد و جلو آورد برای خوشامد گویی(به منظور دست دادن)
امیدوارم از نوشته هام استفاده کنین و البته تمام حرفام درست بوده باشه:)
Soroushgh97
Stop holding outدست از مقاومت بکش
omidsey
to put your hand or arms, or something in your hand, toward someone, especially to give or offer something
این معنی دیکشنری آکسفورد هست دقت کنید میگه استفاده کردن از دست یا بازو یا چیزی که در دست هست به سمت کسی بردن
پس معنی دست دادن نمیتونه بده
پس معنی مثلا he held out his hand اینه دستش رو اورد بیرون به سمت من یا جلوی من(مثلا میخواست دست بده)
خلاصه برای همچین جملاتی برید تو سایت دیکشنری آکسفورد چون معنی فارسی سخت میشه توضیح داد
aram
چیزی را جلو بردن جلو آوردن دست دراز کردن
عباس اسماعیلزاده
تاب آوردن، دوام آوردن؛ مقاومت کردن
ماتیلدا
باز کردن دست ها
My mother stood before me and held her arms out .
مهندس ع اسماعیلزاده
۱- پایداری کردن؛ پایداری نمودن، استقامت کردن
Hold out against the disease
در برابر بیماری پایداری نمودن
۲- با دستان و بازوان محکم گرفتن
۳- نگهداری کردن؛ محافطت کردن
شکوفه صادقی
Hold out بیشتر به معنی دوام آوردن و سرپا ماندن در وضعیت دشوار است
Hoda
Those who are most luck should hold their hands out to those who aren't.
در این جمله به معنای دراز کردن دست برای کمک هست.
Raspina
معنی چیزی رو به سمت کسی بردن هست مثلا:
She hold the present out to him
او کادو / هدیه را به سمت او گرفت / برد.
آرام
جلوی خود را گرفتن- مقاومت کردن
هادی شایقی
بیرون آوردن
English User
با شرائط سخت ساختن
Sunflower
last
remain
باقی موندن
موجود ماندن

How long will the power hold out?

طبیبی
اگر بعد از hold out از حرف اضافه ی on استفاده شود و بعد اسم شخصی با‌چیزی آورده شود به معنی " پنهان کاری" ،" رازی رو مخفی کردن" می باشد.
hold out on someone/something) to not tell someone something
مثال:
They’ve been holding out on the details of the plan.
you were holding out on us.
نرگس
Hold out your hand آغوشت را باز کن، بگشا
Mohsen
1. کافی بودن
2. مقاومت کردن
3. پافشاری یا اصرار کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی hold out

کلمه : hold out
املای فارسی : هلد آوت
اشتباه تایپی : اخمی خعف
عکس hold out : در گوگل

آیا معنی hold out مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )