برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1628 100 1
شبکه مترجمین ایران

hoary

/ˈhɔːri/ /ˈhɔːri/

معنی: سالخورده، کهن، سفید، سفید مایل به خاکستری
معانی دیگر: بسیار پیر یا کهن، کهنسال، قدیمی، سپید، سپید و خاکستری، ریش سفید، سپیدریش، سپیدموی (در اثر پیری) (hoary-headed هم می گویند)

بررسی کلمه hoary

صفت ( adjective )
حالات: hoarier, hoariest
مشتقات: hoarily (adv.), hoariness (n.)
(1) تعریف: whitish or grayish, esp. when associated with age.

- The old woman tied a scarf over her hoary head.
[ترجمه ترگمان] پیرزن روسری خود را روی سر خاکستری‌اش گره زده بود
[ترجمه گوگل] خانم قدیمی روسری را روی سر و صورتش پوشانده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: covered with a soft whitish or grayish down.

- The child felt the hoary stems and leaves of the plant.
[ترجمه ترگمان] کودک ساقه‌های خاکستری و برگ‌های گیاه را حس می‌کرد
[ترجمه گوگل] کودک احساس ساقه و برگ گیاه را احساس کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: of great age; ancient.

- The ritual is part of a hoary tradition.
[ترجمه ترگمان] این مراسم بخشی از یک سنت قدیمی است
[ترجمه گوگل] این مراسم بخشی از یک سنت هری است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

واژه hoary در جمله های نمونه

1. a hoary old problem
مسئله‌ی بسیار قدیمی

2. His hair was a hoary white.
[ترجمه ترگمان]موهایش سفید و سفید بود
[ترجمه گوگل]موهایش سفید بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He told a few hoary old jokes and nobody laughed.
[ترجمه ترگمان]چند تا جوک قدیمی و قدیمی تعریف کرد و هیچ‌کس نخندید
[ترجمه گوگل]او به چند جوک قدیمی گفت: و هیچ کس خندید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Not that hoary old chestnut again.
[ترجمه ترگمان]نه آن بلوط سفید قدیمی
[ترجمه گوگل]نه این که شاه بلوط قدیمی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. They discussed the hoary old problem.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها درباره مشکل قدیمی قدیمی صحبت کردند
[ترجمه گوگل]آنها درباره مشکل قدیمی سیلاب بحث کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف hoary

سالخورده (صفت)
aged , elderly , old , aging , senile , senescent , hoary
کهن (صفت)
olden , aging , ancient , hoary
سفید (صفت)
gray , hoary , blank , white , silvery , snowy
سفید مایل به خاکستری (صفت)
hoary , hoar

معنی عبارات مرتبط با hoary به فارسی

ریش سفید، مو سفید
(جانور شناسی) موش خرمای سپید (marmota caligata - بومی کوه های غرب امریکای شمالی)

معنی hoary در دیکشنری تخصصی

Hoary
[نساجی] سفید - سفید مایل به خاکستری

معنی کلمه hoary به انگلیسی

hoary
• gray; white; ancient, old
• a hoary problem or subject is old and familiar.

hoary را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی اصغر سلحشور
باستانی، قدیمی، کهن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی hoary

کلمه : Hoary
املای فارسی : هری
اشتباه تایپی : اخشقغ
عکس Hoary : در گوگل

آیا معنی hoary مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )