برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1356 100 1

histrionics

/ˌhɪstriˈɑːnɪks/ /ˌhɪstrɪˈɒnɪks/

معنی: ظاهر سازی، نمایش، صحنه سازی، اجراء نمایش
معانی دیگر: هنرهای دراماتیک، بازیگری، هنرپیشگی و به صحنه آوری

بررسی کلمه histrionics

اسم ( noun )
(1) تعریف: (usu. used with a pl. verb) overly dramatic, emotional, or affected behavior.

(2) تعریف: (used with a sing. verb) acting and the techniques of acting.
مشابه: acting

واژه histrionics در جمله های نمونه

1. I'd had enough of Lydia's histrionics.
[ترجمه ترگمان] به اندازه کافی بازی لیدیا رو داشتم
[ترجمه گوگل]من تا به حال به اندازه کافی از تاریخچه لیدیا بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. She was used to her mother's histrionics.
[ترجمه ترگمان]او به بازی مادرش عادت داشت
[ترجمه گوگل]او به نامحرم مادرش مورد استفاده قرار گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Gone, maybe, are the famed histrionics but in their place is an assuredness which hints at a new maturity.
[ترجمه ترگمان]شاید، معروف هستند اما در جای آن‌ها an است که به یک بلوغ جدید اشاره می‌کند
[ترجمه گوگل]شاید، شاید، هنجارهای معروف هستند، اما در جای خود، اطمینان است که به بلوغ جدید اشاره دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Sanchez's touchline histrionics evoked memories of some of Martin O'Neill's maddest moments on the same turf.
[ترجمه ترگمان]نمایش touchline سانچز، خاطرات چند لحظه از Martin مارتین O را در همان چمن‌زار به یاد آورد
[ترجمه گوگل ...

مترادف histrionics

ظاهر سازی (اسم)
affectation , pretense , simulation , histrionics , humbuggery , hypocrisy
نمایش (اسم)
amusement , performance , play , display , show , appearance , demonstration , ostentation , histrionics , representation , presentation , exhibition , portrayal , parade , presentment , staging , showing , exposure , drama , flare , spectacle
صحنه سازی (اسم)
histrionics , scenery
اجراء نمایش (اسم)
histrionics

معنی کلمه histrionics به انگلیسی

histrionics
• theatrical performance; acting; overly dramatic or exaggerated speech or actions

histrionics را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

٢ستاره مهران
ننه من غريبم درآوردن
sara
کولی بازی در آوردن
حسام رضازاده
ریاکاری،ظاهرسازی
فاطمه
نقش بازی کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی histrionics
کلمه : histrionics
املای فارسی : هیسترینیکس
اشتباه تایپی : اهسفقهخدهزس
عکس histrionics : در گوگل

آیا معنی histrionics مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )