برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1722 100 1
شبکه مترجمین ایران

hipster

/ˈhɪpstəzər/ /ˈhɪpstəzə/

(قدیمی - خودمانی)، آدم شیک و ژستی، شخص طرفدار امور جدید وبیسابقه مانند مواد مخدره وغیره، نوپرست

واژه hipster در جمله های نمونه

1. Legendary hipsters Stomp bring street theater to Boston this week.
[ترجمه blueberry] نوپرست های پایکوبی افسانه ای،این هفته تئاتر خیابانی ب بوستون می آورند
|
[ترجمه ترگمان]Legendary hipsters stomp، این هفته تئاتر خیابانی را به بوستون می‌آورد
[ترجمه گوگل]هیپنوتیزمی افسانه ای در این هفته، Stomp تئاتر خیابانی را به بوستون می برد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. In the pre-punk 1970s, before working-class chic peaked, hipsters at art school would have out-posed middle-class Ruby.
[ترجمه ترگمان]در دهه‌های قبل از پانک، قبل از اینکه کلاس ورزش به اوج زیبایی برسد، hipsters در مدرسه هنر، روبی طبقه متوسط رو به رو خواهد شد
[ترجمه گوگل]در پیشپانک دهه 1970، قبل از اینکه شیک اوج کار گروهی به اوج خود رسید، هیجان در مدرسه هنر، دارای روبی طبقه متوسط ​​است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Most of these groups are missing from both hipster tour guides and the colonial archive.
[ترجمه ترگمان]بسیاری از این گروه‌ها از راهنماهای تور hipster و the مستعمراتی غایب هستند ...

معنی کلمه hipster به انگلیسی

hipster
• one who is up-to-date, one who is aware of the latest trends

hipster را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Fatemeh Yaghoubi Moghadam
شیک
نیک سیرت
فرد مدگرا
someone who is very influenced by the most recent ideas and fashions
مالک میرزائی
آدم قرتی ، اهل مد روز و ...

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی hipster

کلمه : hipster
املای فارسی : هیپستر
اشتباه تایپی : اهحسفثق
عکس hipster : در گوگل

آیا معنی hipster مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )