برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1438 100 1

hip

/ˈhɪp/ /hɪp/

معنی: کفل، مفصل ران، قسمت میان ران و تهیگاه، لی لی کردن، مختل کردن، جستن
معانی دیگر: کپل (کفل)، لمبر، شنج، سرین، (جمع) باسن، (معماری) زاویه ای که دو طرف شیب دار شیروانی یا بام با هم درست می کنند، رجوع شود به: hip joint، (چهارپایان) کپل، (بام را) از دو سو شیب دار کردن، (گیاه شناسی) میوه ی گل سرخ (که دارای ویتامین c فراوان است)، (ندایی که هنگام هورا کشیدن سر می دهند) هیپ، (خودمانی)، شیک، خوش لباس، آراسته، دانا، آموخته، هشیار، وابسته به ((هیپی))ها، پریدن، سهو کردن

بررسی کلمه hip

اسم ( noun )
عبارات: shoot from the hip
(1) تعریف: the portion of the human body on either the left or right side that extends from the thigh to the pelvis and inside which is located the joint that connects the leg to the torso, or a corresponding part of an animal.

(2) تعریف: the joint connecting the leg of a human or the hind limb of an animal to the main body.

(3) تعریف: the projecting angle formed by the junction of two slopes of a roof.
صفت ( adjective )
مشتقات: hipless (adj.), hiplike (adj.)
• : تعریف: of a garment or boots, reaching the hips.
اسم ( noun )
• : تعریف: the ripened fruit of the rose, used as a source of vitamin C and as a flavoring.
حرف ندا ( interjection )
• : تعریف: used as a signal to begin a cheer.

- Hip, hip, hurrah!
[ترجمه ترگمان] ! هیپ - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
[ترجمه گوگل] هیپ، هیپ، هورا!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
صفت ( adjective )
حالات: hipper, hippest
مشتقات: hip (adv.)
(1) تعر ...

واژه hip در جمله های نمونه

1. a hip roof
بام شیب‌دار از دو سو

2. smite hip and thigh
(شعر قدیم) حمله‌ی بی‌امان کردن،خرد و خمیر کردن

3. get (or be) hip to
(خودمانی) درباره‌ی چیزی خبره و آگاه شدن

4. shoot from the hip
عجولانه یا بدون فکر عمل کردن یا حرف زدن،نسنجیده کار کردن

5. on (or upon) the hip
(نادر) در مضیقه،در موقعیت بد،گرفتار

6. as he ran, his revolver jogged against his hip
همانطور که می‌دوید هفت‌تیرش روی باسنش بالا و پایین می‌جهید.

7. Her coat blouses above the hip.
[ترجمه ترگمان]دکمه‌های پالتویش بالای مفصل است
[ترجمه گوگل]بلوز کت خود را بالای ران
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. I'm hip to his little tricks.
[ترجمه ترگمان]به حیله‌های کوچکش می‌رسم
[ترجمه گوگل]من به ترفندهای کوچکم رسیده ام
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Doctors have replaced the top of his hip bone with a metal sphere.
...

مترادف hip

کفل (اسم)
seat , slat , backside , posterior , rump , hip , buttock , gluteus , breech , haunch , hunkers , toby
مفصل ران (اسم)
hip , hip joint
قسمت میان ران و تهیگاه (اسم)
hip
لی لی کردن (فعل)
hop , hip , skip , spring
مختل کردن (فعل)
disturb , disorder , frustrate , hip , disarrange , untune , disadjust , disorganize , mistune
جستن (فعل)
find , hip , jump , leap , scoot

معنی عبارات مرتبط با hip به فارسی

بطور کامل، سرتاسر، یکسره، تمام عیار
(شلوار زنانه) شلوار بالا کوتاه (که فقط تا زیر لگن خاصره می رسد) (hip huggers هم می نویسند)
(محل اتصال استخوان ران و استخوان لگن خاصره) بند لگنی، مفصل استخوان خاصره وران، مفصل ران
(پزشکی) ضرب دیدگی یا پاره شدگی یکی از عضلات اطراف لگن خاصره
(معماری) بام گرده ماهی، بام شیب دار (از دو یا چهار سو)، بام تند شیب، پشت بام سراشیب، پشت بام گرده ماهی
(نادر) در مضیقه، در موقعیت بد، گرفتار
عجولانه یا بدون فکر عمل کردن یا حرف زدن، نسنجیده کار کردن

معنی hip در دیکشنری تخصصی

hip
[عمران و معماری] تیزی - نبش
[کوه نوردی] حمایت کفلی (کمری)

معنی کلمه hip به انگلیسی

hip
• part of the body from the pelvis to the upper thigh, haunch; hip joint; projecting angle formed by the meeting of two slopes of a roof (architecture); rose hip
• injure the hip, dislocate or sprain the hip; throw one's opponent over one's hip (wrestling); form with hips (architecture); cause depression, affect with low spirits; make aware, inform (slang)
• informed, familiar with the latest trends and fashions, cool (slang); reaching the hip
• bravo!, hurrah! (used to express enthusiasm or encouragement)
• your hips are the two areas at the sides of your body between the tops of your legs and your waist.
• if you say that something or someone is hip, you mean that they are very modern and follow all the latest fashions; an informal use.
hip bath
• small tub that is large enough for a bather to sit immersed up to the hips
• a hip-bath is a small bath which is big enough for you to sit in but not to lie down in.
hip bone
• upper part of the thigh bone, innominate bone
hip event
• popular event
hip flask
• a hip flask is a small metal container in which brandy, whisky, or other spirits can be carried, usually in the pocket of a jacket.
hip hip hurray
• yahoo!, yay! (cry of excitement, cry of victory)
hip hop
• wide category of music developed by african americans living in urban areas (includes rap, dancehall, and others)
• hip hop refers to a style of music, dance, and art that originated in the united states and is associated with rap music, graffiti art, and break dancing.
fired from the hip
• shot quickly and at close range; acted rashly, acted without deliberation ...

hip را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Saeed
استخوان لگن
اعظم نوری
slang:به روز، مدرن
Who wants u
لگن، استخوان لگن
tata
جستن
nazanin
استخوان لگن
Ali dav.
صفتى است براى فردى كه شيك ميگردد و تيپ ميزند
He is a hip guy .
ن م
Cool , fashionable
به روز ، باحال
ایمان ملکی
بخش کناری ناحیۀ‌ باسن واقع در بالای ران ها، [به بیان عامیانه]کون یا باسن
M.A
Hip : هر قل باسن ( به قول معروف هر قلنبه باسن )
Bum یا Backside : ( به صورت عامیانه و غیر رسمی به معنی کون میشوند )
Bottom : باسن ( رسمی در معاشرت )
سعید رحیمی
[معماری] تاج - تاج بام - کله یا نبش بام
حاجی
روشنفکر
عسل سبزیان
استخوان لگن
مرتضی
buttock. باسن
hip. لگن
مجتبی م
یه حالتی هستش وقتی شما کونتون رو قر میدین یجورایی به این عمل میگن هیپ.به اصلاح میگن "یه کون زدن".
مثلا برای یکی که میخای مچشو بگیری سوت میزنی و دستتو میزاری رو کمرت و کونتو کمی قر میدی یا اینور اونورش میکنی به همراه اینکه دستتو میبری رو کمرت بالای باسنت.یا مدلینگ ها که تو مسیر میان و بعد انتهای مسیر یه نمیچه وایمیسن و یه کون میزنن و بعد میرن.به این اعمال هیپ گفته میشه
باید تصور کنین کمی.امیدوارم متوجه شده باشین
دیدن این تصاویر گیف برای درک مطلب خالی از لطف نیس:
https://thumbs.gfycat.com/GenuineCoarseHorsemouse-small.gif
https://media0.giphy.com/media/I5OavIIyAAUpO/giphy.gif
https://mtv.mtvnimages.com/uri/mgid:file:http:shared:mtv.com/news/wp-content/uploads/2015/06/dinah9-1434990118.gif?quality=.8&height=300&width=500
https://koreaboo-cdn.storage.googleapis.com/2015/04/hyunyoung18.gif

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی hip
کلمه : hip
املای فارسی : هیپ
اشتباه تایپی : اهح
عکس hip : در گوگل

آیا معنی hip مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )