برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1651 100 1
شبکه مترجمین ایران

hint

/ˈhɪnt/ /hɪnt/

معنی: اشاره، تذکر، سخن رهنما، ایما، چیز خیلی جزئی، اشاره کردن
معانی دیگر: نمار، نماریدن، (با کنایه یا اشاره) رساندن، بروز دادن، پند، اندرز، راهنمایی، نشان، نشانه، پیشنما، اثر، مقدار کم، میزان بسیار ناچیز، (مهجور) فرصت

بررسی کلمه hint

اسم ( noun )
(1) تعریف: a subtle or indirect but comprehensible reference, intimation, or suggestion.
مترادف: insinuation, intimation, suggestion, tip
مشابه: allusion, clue, idea, implication, inkling, innuendo, lead, note, pointer

- His owning a racehorse was a hint as to his wealth.
[ترجمه ترگمان] او صاحب یک مسابقه اسب‌دوانی بود که به ثروت و ثروت او اشاره می‌کرد
[ترجمه گوگل] او مالک یک اسب نژاد یک اشاره به ثروت او بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- I can't guess the answer; can you give me a hint?
[ترجمه sky] نمیتوانم جواب را حدس بزنم. میتوانی مرا راهنمایی کنی؟
|
[ترجمه ترگمان] جواب را حدس می‌زنم؛ می‌توانی به من راهنمایی کنی؟
[ترجمه گوگل] نمی توانم جواب را حدس بزنم؛ میتوانی به من یاد بدهید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The fact that his basketball was not in his room gave us a hint as to where he had gone.
...

واژه hint در جمله های نمونه

1. hint at
به طور غیرمستقیم اظهار داشتن،با ایما و اشاره گفتن

2. a hint is enough for the wise
عاقل را اشاره‌ای بس است.

3. a hint will suffice
یک اشاره کافی خواهد بود.

4. a hint of things to come
پیش‌نمایی از آنچه قرار بود روی بدهد

5. a broad hint
اشاره‌ای واضح

6. a subtle hint
اشاره‌ی مبهم

7. drop a hint
با ایما و اشاره حالی کردن،کنایه‌وار گوشزد کردن

8. take a hint
به یک اشاره کفایت کردن،متوجه کنایه شدن

9. she took my hint immediately
فورا به اشاره‌ی من پی برد.

10. a cigaret with a hint of mint
سیگاری که کمی طعم نعناع دارد

11. are you trying to hint that i have bad breath?
آیا می‌خواهی بگویی که دهانم بو می‌دهد؟

12. her arrest was a hint that the government is not willing to compromise
بازداشت او نشانه‌ای بود که دولت حاضر به مصالحه نیست.

13. her yawn was a hint that it was time to go
دهان‌دره‌ی او اشاره‌ای بود که هنگام رفتن فرا رسیده است. ...

مترادف hint

اشاره (اسم)
slur , inkling , action , gesture , mention , hint , indication , allusion , warning , innuendo , suggestion , manifest , ensign , beck , symbol , gest , insinuation , referral
تذکر (اسم)
mention , hint , remark , admonition , reminder , notification , remembrance
سخن رهنما (اسم)
hint , cue
ایما (اسم)
hint
چیز خیلی جزئی (اسم)
hint
اشاره کردن (فعل)
point , motion , mention , hint , sign , allude , nudge , insinuate , imply , cue , beckon

معنی عبارات مرتبط با hint به فارسی

به طور غیرمستقیم اظهار داشتن، با ایما و اشاره گفتن
با ایما و اشاره حالی کردن، کنایه وار گوشزد کردن
به یک اشاره کفایت کردن، متوجه کنایه شدن

معنی hint در دیکشنری تخصصی

hint
[ریاضیات] راهنمائی

معنی کلمه hint به انگلیسی

hint
• subtle suggestion, intimation, clue; barely noticeable amount
• allude to, suggest indirectly, intimate
• a hint is a suggestion about something that is made in an indirect way.
• if you hint at something, you suggest something in an indirect way.
• a hint is also a helpful piece of advice.
• a hint of something is a very small amount of it.
hint of
• slight sign of, bit of
broad hint
• clear hint, obvious clue
delicate hint
• small hint, hint which is not very clear or obvious
drop a hint
• imply, hint, allude, insinuate, tip off, suggest
gave him a hint
• provided him with a clue
obvious hint
• hint that is easily understood, broad hint
take a hint
• understand what is being hinted
to drop a hint
• give a clue, hint at

hint را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

زهرا
معنی سر قاشق هم می ده
just a hint of salt
یه سر قاشق نمک
محدثه فرومدی
تلویحا نشان دادن
محسن
معنی اشاره ی ریزی، یه راهنمایی ریز،.. رو میده.
HN
لبه قاشق چایخوری
توک قاشق
معنی منظور و سر نخ (پلیس)
یاسر
متذکر شدن
امید
سرمشق
عباس اسماعیلزاده
اشاره خوب؛ رهنمایی مفید
useful hints
اشاره های خوب؛ رهنمایی های مفید
🖤MANI🖤
۱. اشاره
۲. سرنخ ٬ نشانه
۳. نکته
EXAMPLE : When I didn't know how to answer the question, he gave me a hint
وقتی که نمی دانستم چطور به سوال پاسخ بدهم٬ او به من یک سرنخ داد.
بابک
راهنمایی کردن، راهنمایی
Farhood
The wrap top is fantastic because it accentuates a small waist and gives a hint of a cleavage
English User
نشان و اثر I detected a hint of doubt in his voice.
پویان
حدس، گمان، نشانه (روانشناسی)
فرگل
با اشاره ی فراوان راهنمایی با دقت گفتن جزءایت

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی hint

کلمه : hint
املای فارسی : هینت
اشتباه تایپی : اهدف
عکس hint : در گوگل

آیا معنی hint مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )