برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1540 100 1
شبکه مترجمین ایران

highly

/ˈhaɪli/ /ˈhaɪli/

معنی: خیلی
معانی دیگر: بسیار، زیاد، به شدت، قویا، خوب، مورد تایید، با موافقت، (حقوق یا مزد و غیره) گزاف، بالا، عالیرتبه، بلند زینه، جاهمند، به جای مرتفع

بررسی کلمه highly

قید ( adverb )
(1) تعریف: with praise or appreciation.
متضاد: unfavorably

- He speaks highly of you.
[ترجمه ترگمان] اون به شدت از تو حرف میزنه
[ترجمه گوگل] او از شما بسیار صحبت می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to a great degree.
مترادف: extremely
متضاد: slightly
مشابه: exceedingly, plenty

- She is a highly successful author with millions of fans around the world.
[ترجمه ترگمان] او نویسنده بسیار موفقی با میلیون ها طرفدار در سراسر جهان است
[ترجمه گوگل] او یک نویسنده بسیار موفق با میلیون ها طرفدار در سراسر جهان است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: at or to a high cost.

واژه highly در جمله های نمونه

1. highly classified documents
اسناد بسیار محرمانه

2. highly dangerous
بسیار خطرناک

3. highly developed technology
تکنولوژی بسیار پیشرفته

4. highly interesting
بسیار جالب

5. highly recommended
مورد توصیه‌ی فراوان

6. a highly decorated officer
افسر دارای نشان‌های افتخار فراوان

7. a highly educated, experienced teacher
معلمی بسیار تحصیل کرده و با تجربه

8. a highly evacuated glass tube
لامپ شیشه‌ای که کاملا از هوا تهی شده است

9. a highly impressionable young man
مرد جوانی که بسیار تاءثیرپذیر است

10. a highly sexed man
مردی بسیار حشری

11. a highly touted candidate
نامزد انتخاباتی که از او خیلی تعریف کرده‌اند

12. i highly prize his company
مصاحبت او را بسیار گرامی می‌دارم.

13. too highly priced
دارای قیمت گزاف

14. ahmad has highly recommended this book
...

مترادف highly

خیلی (قید)
a great deal , very , many , much , extremely , far , extra , lot , crazy , ghastly , appreciably , jolly , considerably , damnably , highly , much more

معنی عبارات مرتبط با highly به فارسی

پرادویه ادویه زده شده

معنی کلمه highly به انگلیسی

highly
• very; favorably, with admiration; generously
• you use highly to emphasize that a particular quality exists to a great degree.
• highly is also used to indicate that something is very important.
• if you praise someone highly or speak highly of them, you praise them a lot.
highly explosive
• sensitive material that explodes easily
highly paid
• paid a large salary
highly qualified
• highly competent, very suitable, having the necessary capabilities or qualifications
highly recommended
• suggested very favorably as being well suited to some position
highly sophisticated radar
• radar which is very complex and advanced in design
highly strung
• someone who is highly-strung is very nervous and easily upset.
regard highly
• appreciate, respect, hold a high opinion of

highly را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی ن
سطح بالا
سعید
I highly recommend it
به شدت پیشنهادش میدم(از نظر ارزش و رتبه)
محدثه فرومدی
پیشوند پُر
highly seasoned = پرادویه، پرچاشنی
highly motivated = پرانگیزه
highly proficient = پرتبحر
highly esteemed = پراحترام
پاریس
عمیقاً، قویاً
نادر
در یک مفهوم معنوی
سعید ترابی
خوب و تحسین برانگیز
di darkestar
تا حد زیادی - تا حد بالایی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی highly

کلمه : highly
املای فارسی : هایلی
اشتباه تایپی : اهلامغ
عکس highly : در گوگل

آیا معنی highly مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )