برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1402 100 1

highlight

/ˈhaɪˌlaɪt/ /ˈhaɪlaɪt/

معنی: نکات برجسته یا جالب، تشکیل نکته روشن یاجالب دادن
معانی دیگر: بخش پر نورتر (هرچیز)، بخش درخشان، (جالب ترین یا مهم ترین بخش یا صحنه ی هرچیز) بخش جالب، نکته ی مهم، نکته ی برجسته، اوج، نورانی کردن (بخشی از فرتور یا نقاشی و غیره)، رنگ روشن زدن به، درخشان کردن، زیر جملات یا مطالب مهم متن خط کشیدن، برجسته بودن، چشمگیر بودن، درخشانترین بخش چیزی بودن، (عکس یا نقاشی و غیره) بخش روشن (از سایه روشن)، بخش نورانی (high light هم می نویسند)، مورد تاکید قرار دادن، برجسته قلمداد کردن، چشمگیر کردن، درخشان کردن to show the effect of the window light, he highlighted half of the face برای نشان دادن اثر نور پنجره، نیمی از چهره را روشنتر کشید زیر جملات یا مطالب مهم متن خط کشیدن he had read and carefully highlighted the textbook او کتاب درسی را خوانده و با دقت زیر مطالب مهم خط کشیده بود مورد تاکید قرار دادن، چشمگیر کردن برجسته بودن، درخشانترین بخش چیزی بودن her dance highlighted the program رقص او جالبترین بخش برنامه بود

بررسی کلمه highlight

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: highlights, highlighting, highlighted
(1) تعریف: to give particular emphasis or prominence to, or to be the most prominent thing or part of.
مشابه: accent, feature, point, stress, underscore

- She highlighted her remarks with dramatic gestures.
[ترجمه ترگمان] او اظهارات خود را با حرکات نمایشی برجسته کرد
[ترجمه گوگل] او اظهارات خود را با حرکات دراماتیک برجسته کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The teacher highlighted the spelling errors by circling each one.
[ترجمه سپیده آذرمگین] معلم اشتباهات املایی آنها را با کشیدن دایره به دورشان مشخص کرد
|
[ترجمه ترگمان] معلم اشتباه‌ات املائی را با دور کردن هر یک از آن‌ها مورد تاکید قرار داد
[ترجمه گوگل] معلم خطاهای املایی را با چرخاندن هر یک از آنها برجسته کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- That new exhibit highlights the show.
...

واژه highlight در جمله های نمونه

1. the highlight of our trip was the visit to takht- jamsheed
بهترین بخش سفر ما بازدید از تخت جمشید بود.

2. The highlight of our tour was seeing the palace.
[ترجمه ترگمان]نکته برجسته سفر ما دیدن کاخ بود
[ترجمه گوگل]برجسته ترین تور ما قصر را مشاهده کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The surveyor's report didn't highlight anything untoward.
[ترجمه ترگمان]گزارش مساحی هیچ چیز نامطلوبی را نشان نمی‌داد
[ترجمه گوگل]گزارش کمیته امداد و نجات چیزی برجسته را برجسته نکرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Your resume should highlight your skills and achievements.
[ترجمه سپیده آذرمگین] رزومه شما باید مهارت ها و دستاوردهای شما را برجسته نشان دهد.|
[ترجمه ترگمان]رزومه شما باید مهارت‌ها و دستاوردهای شما را مشخص کند
[ترجمه گوگل]رزومه شما باید مهارت ها و دستاوردهای خود را برجسته نماید
[ترجمه شما] ...

مترادف highlight

نکات برجسته یا جالب (اسم)
highlight
تشکیل نکته روشن یاجالب دادن (فعل)
highlight

معنی highlight در دیکشنری تخصصی

highlight
[کامپیوتر] نور بالا ، پر رنگ ، نشان شده ، وارون ، مشخص . - متمایز ساختن 1. برجسته نمودن ( معلوم کردن ) یک گزینه در فهرست ( با روشن یا تیره کردن سایر گزینه ها ) به منظور بیان انتخاب آن . در بیشتر رابطهای گرافتیکی کاربر ، می توانید گزینه ی متمایز شده را به وسیله ی فشار کلید enter انتخاب کنید . 2. روشنترین قسمت یک تصویر ، در کر هنری ، این روشنایی ها ، بافت شکل و جهت منبع نور را نشان می دهند .
[برق و الکترونیک] متمایز ، برجسته ناحیه ی روشن در تصویر تلویزیونی .

معنی کلمه highlight به انگلیسی

highlight
• something prominent or memorable, particularly enjoyable experience or event, interesting or important part; bright area, area where there is a concentration of light (as in a picture or painting)
• stress, emphasize, accent, spotlight
• if you highlight a point or problem, you draw attention to it.
• the highlights of an event, activity, or period of time are the most interesting or exciting parts of it.
• highlights are light-coloured streaks in someone's hair.
highlight a dilemma
• focus on a problem
highlight facts
• stress facts, accent the truths

highlight را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

پیام حسین زاده
برجسته کردن
فاضله
مورد تاکید قرار دادن
شیدا
نقطه عطف
فیض
توجه کردن
مریم رمضانی
اقدامات مهم
ج قاسمی
علامت زدن
محدثه فرومدی
تاکید کردن، تاکید داشتن، موکد چیزی بودن
کانیاو
نشان دادن ، مشخص کردن
عادل ا ق
گلچین تفریح بازی یا گل کار یا صحنه های حساس و یا لحضات خفن
میلاد علی پور
آشکار کردن، روشن کردن، عیان کردن
حیسی
نمایان کردن
jahanaks.blog.ir
نشان دادن، نمایان ساختن، برجسته ساختن
زهرا
noun
the most interesting part
...
for example >The highlight of this museum is Imelda Marco's shoe collection

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی highlight
کلمه : highlight
املای فارسی : هایلایت
اشتباه تایپی : اهلامهلاف
عکس highlight : در گوگل

آیا معنی highlight مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )