برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1432 100 1

high price

معنی کلمه high price به انگلیسی

high price
• excessive cost, high cost
at a high price
• expensively, at great cost
paid a high price
• paid dearly, punished far beyond what he deserved

high price را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فاطمه جانی
high price=expensive
علی ماشا اله زاده
هزینه ی بالا (اسم)
High price of mom's help هزینه ی بالای کمک مادرم به ما(چون بعدا باید با سودش به او پس بدهیم:مربوط به یک داستان)
High-priced=پر هزینه(صفت)
ملیکا رضاوند
پرهزینه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی high price مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )