برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1640 100 1
شبکه مترجمین ایران

heuristic

/hjʊəˈrɪstɪk/ /hjʊəˈrɪstɪk/

معنی: کشف کننده، پی برنده، اکتشافی، ابتکآری
معانی دیگر: (آموزش و پرورش - کامپیوتر: وابسته به یادگیری عملی از راه تجربه و خطا) آروین آموزانه، آروینی، کاوشی، ذهنی، مکاشفه ای، ابتکلاری، بحکاکتشافی

بررسی کلمه heuristic

صفت ( adjective )
• : تعریف: of, pertaining to, or consisting of education derived from empirical study and practical experience.
اسم ( noun )
مشتقات: heuristically (adv.)
(1) تعریف: a heuristic method or procedure.

(2) تعریف: (pl. but used with a sing. verb) the art or practice of using such methods.

واژه heuristic در جمله های نمونه

1. heuristic principle
آسای آروینی (اصل تحقیقی و تجربی)

2. The positive heuristic is comprised of rough guidelines indicating how the research programme might be developed.
[ترجمه ترگمان]هیوریستیک مثبت متشکل از دستورالعمل‌های سخت است که نشان می‌دهد چگونه برنامه تحقیقاتی ممکن است توسعه یابد
[ترجمه گوگل]اکتشافی مثبت شامل دستورالعمل های خشن است که نشان می دهد چگونه برنامه تحقیق ممکن است توسعه یابد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. A prime example occurs during search with heuristic rules, in the choice of a rule from a conflict set.
[ترجمه ترگمان]یک مثال اصلی در طول جستجو با قوانین اکتشافی، در انتخاب یک قاعده از یک مجموعه تعارض رخ می‌دهد
[ترجمه گوگل]مثال اصلی هنگام جستجو با قوانین اکتشافی، در انتخاب یک قانون از یک مجموعه درگیری رخ می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The heuristic nature of this argument is explicitly recognized, but its dynamical consequences are of interest.
[ترجمه ترگمان]ماهیت اکتشافی این بحث صراحتا به رسمیت شناخته شده‌است، اما نتایج دینامیکی آن مورد توجه هستند
[ترجمه گوگل]ماهیت اکتشافی این استدلال به صراحت به رسمیت شناخته شده است، اما عواقب دینامیکی آن مورد علاقه است
[ترجمه شما] ...

مترادف heuristic

کشف کننده (اسم)
detector , heuristic
پی برنده (صفت)
heuristic
اکتشافی (صفت)
reconnaissance , heuristic , exploratory , probative , probatory
ابتکآری (صفت)
heuristic

معنی عبارات مرتبط با heuristic به فارسی

دلیلی که بوسیله ان کسی چیزی رابرای خودثابت کندیاپیش خودبفهمد

معنی heuristic در دیکشنری تخصصی

heuristic
[کامپیوتر] غیر مستدل ، ذهنی . - ذهنی ، تجربی روشی برای حل مسائل که مستلزم سعی و خطای هوشمند است. در مقابل ، راه حل الگوریتمی شیوه ای مشخص است که ارائه ی جواب صحیح را تضمین می کند . ( نگاه کنید به algorithm ) . مثلاً هیچ الگوریتم شناخته شده ای وجود ندارد که یک بازی کامل شطرنج را بیان کند . از این رو باید در برنامه های بازی شطرنج ، از یک روشی ذهنی بهره بگیرید ، روشی که در هر مورد خاصی نتایج احتمالی را ارائه می دهد .
[برق و الکترونیک] ادراکی - تجربی ؛ مکاشفه ای کاربرد روشهای اکتشافی سعی و خطا در حل مسئله که طی آن پاسخها از طریق ارزیابی روند پیشرفت به طرف نتیجه نهایی پیدا می شوند.
[صنعت] ابتکاری، ابداعی
[ریاضیات] راهنما، رهگشا، ابتکاری، غیر مستدل، راه حل حسی، ذهنی، جنبه ی حسی
[روانپزشکی] اکتشافی. روشی برای کشف، راهی برای مشکل گشایی، روشی که به عنوان وسیله فرمول بندی ابتکاری از آن استفاده می شود. اساسأ، روش اکتشافی روشی است که محدوده راه حل های ممکن برای یک مشکل یا تعداد پاسخ های ممکن برای یک سئوال را کاهش میدهد.
[کامپیوتر] یادگیری ذهنی .
[ریاضیات] روش رهگشا
[آمار] روش رهگشا
[ریاضیات] مدل ذهنی
[عمران و معماری] روش تجربه یافت
[ریاضیات] روش تجربه یافت
[برق و الکترونیک] روال مکاشفه ای برنامه ی رایانه ای که برای حل مسئله از رویکرد سعی و خطا کمک می گیرد و در برگیرنده ی یادگیریهای متعدد است.
[زمین شناسی] در آمار روشی غیر الگوریتمی برای انجام ...

معنی کلمه heuristic به انگلیسی

heuristic
• heuristic method, investigative approach to problem solving
• serving to discover, investigative
• heuristic methods of learning involve using reasoning and past experience rather than formulas or solutions that are given to you; a formal word.
heuristic algorithm
• algorithm that is based on empirical theory, algorithm that gives an effective solution for specific types of input
heuristic method
• method of discovery, method of learning in which the student discovers knowledge for himself rather than through direct instruction from a teacher
heuristic program
• program that is based on an algorithm that gives an effective solution for specific types of input

heuristic را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فارسی را پاس بداریم.
ابتکاری، اکتشافی، ذهنی
نقوی
یافتار
نقوی
یافتاری
Honey
اکتشاف
علی
یابنده گرا
ملیکا
یابنده
علیرضا تشکری
تجربي (مهندسي عمران)
احمد درفشدار
دريابش (به روايت مترجم کتابي از دانيل کاهنمن)
هومن ملاح‌زاده
[رایانه-هوش مصنوعی] رهیافت آنی
علیرضا خلیلیان
چابک یابی: این معادل توسط دکتر محمد ابراهیم محجوب در کتاب قوی سیاه به کار رفته است. در گرایش هوش مصنوعی رشته کامپیوتر، هیوریستیک فن یا الگوریتمی است که سریع تر از الگوریتم های متعارف می تواند راه حل مسئله را بیابد. در بسیاری مسایل، زمان جستجو به دنبال راه حل بهینه بسیار زیاد است. بنابراین الگوریتمی به کار می بریم که ممکن است راه حل بهینه، تام و کاملا صحیح و دقیق ندهد، اما خیلی زود جوابی پیدا می کند که تقریبا خوب است و کار ما را راه می اندازد. معادل های اکتشافی، ابتکاری و مکاشفه ای ترجمه های ظاهری و تحت الفظی واژه هستند و معنای فنی هیوریستیک در هوش مصنوعی را نمی رسانند.
Figure
راه حل میانبر، یا روش آزمون و خطا یا حدس و گمان مبتنی بر واقعیتها و اطلاعات موجود برای حل سریع یک مسئله
A shortcut، a rule of thumbor، an educated guess or the rul of an unwritten method that isn't precise or exact but can solve the problem

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی heuristic

کلمه : heuristic
املای فارسی : هوریستیک
اشتباه تایپی : اثعقهسفهز
عکس heuristic : در گوگل

آیا معنی heuristic مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )