برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1437 100 1

here

/hɪər/ /hɪə/

معنی: اینجا، در این جا، اکنون، در این باره، در این موقع، بدین سو
معانی دیگر: به این محل، (در آغاز جمله و پیش از فعل - به منظور تاکید به کار می رود) این (جا)، در این هنگام، در این دنیا، در این جهان، (حرف ندا) بله، بلی، اینجا هستم، اینجام، (حاضر غایب کردن) حاضر

بررسی کلمه here

قید ( adverb )
عبارات: neither here nor there
(1) تعریف: in, at, or to this specific place or location.
متضاد: elsewhere

- The guests are here.
[ترجمه ارمین] مهمان ها این جا هستند
|
[ترجمه میلاد] جای مهمان ها اینجاست
|
[ترجمه پویا] جای مهمان ها اینجا است
|
[ترجمه ترگمان] مهمون ها اینجان
[ترجمه گوگل] مهمانان اینجا هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Will you come here?
[ترجمه ترگمان] میای اینجا؟
[ترجمه گوگل] آیا شما اینجا می آیید؟
...

واژه here در جمله های نمونه

1. here bullion is changed into coin
در اینجا شمش تبدیل به سکه می‌شود.

2. here comes the taxi!
تاکسی داره میاد!

3. here is one of my slippers, but where is its fellow?
یکی از دمپایی‌های من اینجاست ولی آن دیگری کجاست‌؟

4. here is the book you were looking for!
این کتابی است که دنبالش می‌گشتی‌!

5. here is the latest news filed by our reporter in paris
این آخرین خبری است که توسط گزارشگر ما در پاریس گزارش شده است.

6. here oranges are crated and shipped by trucks
در اینجا پرتقال‌ها را در جعبه می‌گذارند و با کامیون ارسال می‌کنند.

7. here the annual snowfall is two meters
در اینجا بارش سالیانه‌ی برف دو متر است.

8. here the river is entire but later it divides into three branches
در اینجا رودخانه یکپارچه است ولی بعدا به سه شاخه منشعب می‌شود.

9. here the river narrows
در اینجا رودخانه باریک می‌شود.

10. here the river parts into two branches
در اینجا رودخانه به دو شاخه تقسیم می‌شود.

11. here the road jogs to the left
در اینجا راه به چپ می‌پیچد.

12. here the road slopes down a little
...

مترادف here

اینجا (قید)
where , here , hither
در این جا (قید)
here , there , hereon
اکنون (قید)
now , here
در این باره (قید)
here , herein
در این موقع (قید)
here
بدین سو (قید)
hitherward , here

معنی عبارات مرتبط با here به فارسی

اینجا و آنجا، گله به گله، اینجاانجا، تک وتوک
دراین جهان
بگیرکه امد، یاالله
(هنگام آغاز به کار ناخوشایند یا دشوار یا ترسناک به کار می رود) هر چه بادا باد!
نان بقدر کفایت هست، نان فراوان داریم
اینست کتاب من، کتاب من اینها
دزد حاضر و بز حاضر
این جااست، اینها، اینست
در اینجا دفن است، در اینجا خوابیده یا دفن شده است
بزن بریم، بسم ا
دلخور شده من اومدم اینجا
من اینجاغریبم
نگاه کن، ببین
هیچکس اینجا نیست
...

معنی کلمه here به انگلیسی

here
• in this place; you see (for drawing attention); behold
• here refers to the place where you are or to a place which has been mentioned.
• you use here when you are referring to a place, person, or thing that is near you.
• you can also use here to refer to a particular time, situation, or subject.
• you can use here at the beginning of a sentence in order to draw attention to something or to introduce something.
• you can say `here' when you are offering or giving something to someone.
• you say `here's to us' or `here's to your new job', for example, as a way of wishing someone success or happiness.
• something that is happening here and there is happening in several different places at the same time.
here and now
• this place at this moment, the present time
here and there
• this place and that place
here below
• in this life, on earth
here he is
• referring to someone's location
here i am
• i am present (referring to one's location)
here it is
• referring to the location of something
here lies
• here is buried, here is laid to rest, here is interred (often part of an inscription on the headstone of a grave)
here she is
• referring to someone's location
here there and everywhere
• all over the place, in every possible place
here they are
• referring to the location of more than one person
here we are
• we have arrived; referring to the location of more than one person
...

here را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مجید تقوی
بفرما.بگیر(تعارف)
Zohre
اینجا.در این مکان
محمود احمدنیا
here you are
بفرمایید.در هنگام تعارف یا پذیرایی استفاده میشود
ستوده
در حال حاضر
Ftmh!🔥
اینجا همین مکان ک الان در انجا هستیم
عبدالحسین
برای اشاره به اجسام نزدیک از ضمیر اشاره here به معنی� اینجا� استفاده می شود.
سید محمد هاشمی
Here:
(گفتاری- قبل از فعل اصلی) این ( برای اشاره به کسی که در کنار توعه)

Collins:👇👇👇👇
You use�here�in order to indicate that the person or thing that you are talking about is near you or is being held by you.

Eg: Ethan here has some experience.
این اتان ( منظور این دیویدی که میبینی/این دیویدی که اینجا حی و حاضره) یه خرده تجریه داره.
سوشا
اینجا
بیا اینجا
هومان معمارباشی
از واژه ی آلمانی باستانی hi می آید. Hi در زبان هندی اروپایی ki است. چون هر دو از ناحیه گلو تلفظ می شوند پس قابلیت تبدیل شدن به هم دیگر را دارند. در زبان عبرانی ki تبدیل به hi می شود و در نتیجه hineh به وجود می آید که در زبان عربی <هنا> گویند. در طی این تغییرات، در زبان فارسی hi تبدیل به ī می شود و hineh تبدیل به <این> می شود. قدیمی ترین ریشه آن مربوط به زبان آکدی می باشد که <اخانآ> یا به لاتین (Aḥanā) است. <خ> چون از ناحیه گلو تلفظ می شود توانایی تبدیل به k و h را دارد. در لاتین نیز hic است.
tinabailari
اینجا 🇻🇨🇻🇨
he works here as a teacher
او در این جا به عنوان یک معلم کار می کند.
گلی باقلوازاده
بفرمایید
ریحانه لک زائی🐞
Here=اینجا، در اینجا

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی here
کلمه : here
املای فارسی : شعر
اشتباه تایپی : اثقث
عکس here : در گوگل

آیا معنی here مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )