برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1571 100 1
شبکه مترجمین ایران

heedless

/ˈhiːdləs/ /ˈhiːdləs/

معنی: بی پروا، غافل
معانی دیگر: بی اعتنا، بی توجه، حرف نشنو

بررسی کلمه heedless

صفت ( adjective )
مشتقات: heedlessly (adv.), heedlessness (n.)
• : تعریف: careless or reckless.
مترادف: careless, incautious, oblivious, reckless, regardless, unmindful
متضاد: careful, cautious, heedful, mindful, wary
مشابه: blind, deaf, inattentive, mindless, rash, thoughtless

- Heedless of the risks, he set off on his dangerous mission.
[ترجمه ترگمان] به خاطر این خطر، او ماموریت خطرناک خود را آغاز کرد
[ترجمه گوگل] بدون توجه به خطرات، او در ماموریت خطرناک خود قرار گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه heedless در جمله های نمونه

1. Heedless of time or any other consideration, they began to search the underwater cave.
[ترجمه ترگمان]به مرور زمان و یا هر نظر دیگری، آن‌ها شروع به گشتن غار زیر آب کردند
[ترجمه گوگل]بدون توجه به زمان و یا هر گونه توجه دیگر، آنها شروع به جستجو در غار در زیر آب
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. O'Hara rode on, heedless of danger.
[ترجمه ترگمان]ای اوها را، بی آن که توجهی به خطر داشته باشد، به راه خود ادامه داد
[ترجمه گوگل]O'Hara سوار بر راننده، بدون توجه به خطر
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. She stood glued to the radio, heedless of the ordered bustle about her.
[ترجمه ترگمان]بی آن که توجهی به the که در اطرافش بود، به رادیو چسبانده بود
[ترجمه گوگل]او ایستاده بود به رادیو، بدون توجه به شلوغی مرتب در مورد او ایستاده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Heedless destruction of the rainforests is contributing to global warming.
[ترجمه ترگمان]نابودی جنگل‌های بارانی به گرم شدن جهانی کمک می‌کند
[ترجمه گوگل]نابودی حوادث جنگل ه ...

مترادف heedless

بی پروا (صفت)
adventurous , reckless , unscrupulous , heady , headlong , audacious , brave , bold , confident , foolhardy , fearless , dashing , rash , heedless , daredevilish , insouciant , hare-brained , inconsiderate , impetuous , incautious , irregardless , unadvised , slapdash , temerarious
غافل (صفت)
unaware , neglectful , careless , negligent , inattentive , heedless

معنی کلمه heedless به انگلیسی

heedless
• unmindful, oblivious, thoughtless, rash
• if you are heedless of someone or something, you do not take any notice of them; a formal word.

heedless را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عاطفه موسوی
بی ملاحظه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی heedless

کلمه : heedless
املای فارسی : هیدلس
اشتباه تایپی : اثثیمثسس
عکس heedless : در گوگل

آیا معنی heedless مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )