برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1402 100 1

hearth

/ˈhɑːrθ/ /hɑːθ/

معنی: منزل، اتشدان، اجاق، کف منقل، کوره کشتی
معانی دیگر: کف شومینه، کف اجاق، ته بخاری، خاکسترگاه، (مجازی) کنار بخاری، کانون خانواده، خانه، زندگی خانوادگی، کاشانه، سکوی اجاق

بررسی کلمه hearth

اسم ( noun )
(1) تعریف: the floor of a fireplace, often extending outward into a room.

- She kneeled on the hearth and poked at the logs in the fire.
[ترجمه ترگمان] روی بخاری زانو زد و به چوب‌ها در آتش ضربه زد
[ترجمه گوگل] او در گوشه زانو زد و در سیاهههای سیاه در آتش افتاد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: the home, considered as a place of warmth.
مشابه: home, shelter

- In the dank prison, he longed for his hearth and his loving wife.
[ترجمه ترگمان] در زندان نمور و مرطوب، دلش برای بخاری و زن محبوبش تنگ شده بود
[ترجمه گوگل] در زندان محکم، او برای آرامش و همسر دوست داشتنی اش آرزو داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: in various furnaces, the lowest part.

واژه hearth در جمله های نمونه

1. a bright fire was burning in the hearth
آتش درخشانی در اجاق می‌سوخت.

2. there was a pile of ashes on the hearth
روی کف اجاق توده‌ای خاکستر جمع شده بود.

3. the soldier was longing to return once again to the family hearth
سرباز آرزو می‌کرد که یکبار دیگر به کانون خانواده‌اش باز گردد.

4. The embers still glowed in the hearth.
[ترجمه ترگمان]هنوز آتش بخاری روشن نشده بود
[ترجمه گوگل]سنگهای قیمتی هنوز در گل سرخ میشدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. A bright fire was burning in the hearth.
[ترجمه ترگمان]بخاری روشن در بخاری می‌سوخت
[ترجمه گوگل]آتش روشن در گرما سوخته بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. A fire crackled on the hearth.
[ترجمه ترگمان]آتش در بخاری زبانه می‌کشید
[ترجمه گوگل]یک آتش سوزی بر سر صدا زد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. A log fire crackled in th ...

مترادف hearth

منزل (اسم)
house , abode , accommodation , apartment , hearth , dwelling , habitation , lodging , lodge , destination , hospice , inn , caravan-serai , halting place
اتشدان (اسم)
hearth , firebox , warming pan
اجاق (اسم)
hearth , stove , fireplace , oven , kiln
کف منقل (اسم)
hearth
کوره کشتی (اسم)
hearth

معنی عبارات مرتبط با hearth به فارسی

قالیچه پیش بخاری
(فلزگدازی) کوره ی مارتن، کوره ی روباز، کوره ی زیمنس - مارتن، کوره فولاد سازی دهان باز

معنی کلمه hearth به انگلیسی

hearth
• floor of a fireplace; symbol of home and family
• a hearth is the floor of a fireplace.
hearth money
• annual voluntary contribution that roman catholics give toward the expenses of the papal, peter's pence

hearth را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Mehdi
شومینه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی hearth
کلمه : hearth
املای فارسی : هیرته
اشتباه تایپی : اثشقفا
عکس hearth : در گوگل

آیا معنی hearth مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )