برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1460 100 1

head first

/ˈhedˈfɜːrst/ /hedfɜːst/

باکله، سربجلو، از سر، سراسیمه

واژه head first در جمله های نمونه

1. He plunged head first into the stream.
[ترجمه ترگمان]اول سرش را در آب فرو کرد
[ترجمه گوگل]او برای اولین بار به جریان رفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He fell head first down the stairs.
[ترجمه ترگمان]اول از پله‌ها پایین افتاد
[ترجمه گوگل]او به پایین پایین پله ها افتاد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He dived head first into the water.
[ترجمه ترگمان]او اول سرش را در آب فرو کرد
[ترجمه گوگل]او ابتدا به آب غرق می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. She got divorced and rushed head first into another marriage.
[ترجمه ترگمان]او طلاق گرفت و اول سر خود را به یک ازدواج دیگر کشاند
[ترجمه گوگل]او طلاق گرفت و اولین بار به یکی دیگر ازدواج سر زد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. She fell head first down the stairs. ...

معنی کلمه head first به انگلیسی

head first
• if you fall somewhere head-first, your head is the part of your body that is furthest forward as you fall.
dived head first
• jump into the water headfirst

head first را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عادل تنبل
تکان دادن سر برا تایید
یا دست

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی head first
کلمه : head first
املای فارسی : حعیا فرست
اشتباه تایپی : اثشی بهقسف
عکس head first : در گوگل

آیا معنی head first مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )
شبکه مترجمین ایران