برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1460 100 1

head count


شمارش مردم، سرشماری

واژه head count در جمله های نمونه

1. The firm now has a head count of around 70staff.
[ترجمه ترگمان]این شرکت اکنون در حدود ۷۰ کارمند دارد
[ترجمه گوگل]این شرکت در حال حاضر تعداد زیادی از 70 ایستف دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. There is still no adequate head count of the revolutionary intelligentsia.
[ترجمه ترگمان] طبقه روشنفکر و طبقه روشنفکر هم هنوز مناسب نیست
[ترجمه گوگل]هنوز شمار زیادی از روشنفکران انقلابی وجود ندارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. A head count of the congregation has obvious flaws.
[ترجمه ترگمان]تعداد زیادی از اعضای کلیسا دارای نقص آشکاری هستند
[ترجمه گوگل]شمار سران جماعت نقص آشکار دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Thirty men in all, by Grant's head count.
[ترجمه ترگمان]جناب گرانت گفت: سی نفر در همه جا هستند
[ترجمه گوگل]شمار سران گرانت 30 نفر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه head count به انگلیسی

head count
• if you do a head count, you count the number of people in a particular place.

head count را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی head count
کلمه : head count
املای فارسی : حعیا سونت
اشتباه تایپی : اثشی زخعدف
عکس head count : در گوگل

آیا معنی head count مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )
شبکه مترجمین ایران