برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1381 100 1

have other fish to fry

واژه have other fish to fry در جمله های نمونه

1. Owen had other fish to fry and for the next two days he was busy on other things.
[ترجمه ترگمان]اوون ماهی دیگری داشت که کباب می‌شد و دو روز دیگر مشغول کاره‌ای دیگر بود
[ترجمه گوگل]اوون ماهی دیگری برای سرخ کردن داشت و برای دو روز آینده مشغول کارهای دیگر بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. And Landless had just told him on the telephone that he had other fish to fry.
[ترجمه ترگمان]و landless به او گفته بود که او ماهی‌های دیگر را هم برای کباب کردن دارد
[ترجمه گوگل]و Landless فقط به او تلفن گفت که او ماهی های دیگر را به سرخ کردن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. I'm not going with you, I have other fish to fry.
[ترجمه ترگمان]من با تو نمیام من یه ماهی دیگه هم دارم که باید کباب کنم
[ترجمه گوگل]من نمی خواهم با تو باشم، ماهی دیگری برای سرخ کردن دارم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. If you'll excuse me, I have other fish to fry.
[ترجمه ترگمان]اگه منو ببخشی، من یه ماهی دیگه هم دارم که باید کب ...

معنی کلمه have other fish to fry به انگلیسی

have other fish to fry
• have other things to do; have other concerns

به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Bunny Gonzales
اولویت های دیگری داشتن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی have other fish to fry مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )