برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1463 100 1

harrier

/ˈheriər/ /ˈhærɪə/

معنی: غارتگر، ویرانکننده، تازی مخصوص شکار خرگوش، نوعی باز یا قوش غارتگر
معانی دیگر: (سگ) هاریر (تازی ویژه ی شکار خرگوش)، تازی خرگوش گیر، (جمع) یک دسته تازی هاریر و شکارچیان همراه آنها، اذیت کننده، به ستوه آورنده، ستوه گر

بررسی کلمه harrier

اسم ( noun )
(1) تعریف: one that harasses or harries.

(2) تعریف: any of several related hawks that have narrow bodies and wings and prey on small animals and reptiles in open fields and marshes; marsh hawk.
اسم ( noun )
(1) تعریف: any of several small hounds bred for hunting cross-country, usu. in packs.

(2) تعریف: a cross-country foot racer.

واژه harrier در جمله های نمونه

1. The hen harrier is the commonest of our three harriers.
[ترجمه ترگمان]مرغی که در کمین است، معمولی‌ترین of ما است
[ترجمه گوگل]هرسناه مرغ رایج ترین سه حشره ماست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. It's playing host to a squadron of Harrier jump jets on a military excercise.
[ترجمه ترگمان]این گروه میزبان گروهی از هواپیماهای جت هریر هستند که در a نظامی پرواز می‌کنند
[ترجمه گوگل]این بازی میزبان یک اسکادران Harrier jets پریدن در یک ورزش نظامی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The largest and most buzzard-like harrier of the region, with broader, more rounded wings and less graceful flight.
[ترجمه ترگمان]بزرگ‌ترین و most buzzard - مانند harrier در منطقه با بال‌های گرد و بیشتر و پرواز با شکوه کم‌تر
[ترجمه گوگل]بزرگترین و پر زحمت ترین گونه های منطقه، با بال های گسترده تر و پیچیده تر و پرواز کمتری است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. These are the arctic fox and hen harrier assemblages, and there are three factors that suggest this deficit may be significant.
[ترجمه ...

مترادف harrier

غارتگر (اسم)
robber , burglar , badman , mugger , plunderer , looter , marauder , freebooter , pirate , spice , cosh boy , depredator , harrier , sandbagger , holdup man , pillager , sacker , snatcher , road agent , spoliator
ویرانکننده (اسم)
desolater , desolator , harrier
تازی مخصوص شکار خرگوش (اسم)
harrier
نوعی باز یا قوش غارتگر (اسم)
harrier

معنی عبارات مرتبط با harrier به فارسی

بازکبود، بازابی

معنی کلمه harrier به انگلیسی

harrier
• one who harries, one who harasses; one who attacks and ravages; any of a number of short-winged hawks; breed of hound dog used for hunting rabbit; long-distance runner (sports)
hen harrier
• harrier of north america and europe that nests in marshes (birds)

harrier را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سعید پارساپور
نام نوعی جت جنگنده در اختیار نیروی دریائی ، با قابلیت نشستن و برخاستن عمودی بر روی باند های کوتاه و ناو های هواپیما بر و دارای امکانات قابل بهره گیری در ماموریت های شناسائی و تجسسی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی harrier
کلمه : harrier
املای فارسی : هرریر
اشتباه تایپی : اشققهثق
عکس harrier : در گوگل

آیا معنی harrier مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )
شبکه مترجمین ایران