برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1645 100 1
شبکه مترجمین ایران

harmonious

/harˈmoʊniəs/ /hɑːˈməʊnɪəs/

متناسب و متوازن، جور، موزون، سازگار، (اندیشه یا سلیقه یا احساس و غیره) متوافق، همدل، همدل و همصدا، فراخور، هم آواز، هم عقیده، هم اندیش، (موسیقی) هماهنگ، دارای هارمونی، همساز، آهنگین، خوش آهنگ، هم نواخت، خوش صدا، موافق

بررسی کلمه harmonious

صفت ( adjective )
مشتقات: harmoniously (adv.), harmoniousness (n.)
(1) تعریف: characterized by harmony or agreement.
مترادف: peaceable
متضاد: acrimonious, discordant, dissonant, factious, incongruous, inharmonious, off-key
مشابه: agreeable, amicable, compatible, consistent, consonant, cooperative, coordinate, peaceful

- The relationship between the sisters was never harmonious, but now they weren't even speaking to each other.
[ترجمه ترگمان] رابطه بین خواهرها هیچ وقت هماهنگی نداشت، اما حالا آن‌ها حتی با هم حرف نمی‌زدند
[ترجمه گوگل] رابطه میان خواهرها هرگز هماهنگ نبود، اما در حال حاضر آنها حتی با یکدیگر حرف نمی زدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: melodious.
مترادف: dulcet, melodious, tuneful
متضاد: discordant, disharmonious, inharmonious
مشابه: euphonious, mellifluous

واژه harmonious در جمله های نمونه

1. a harmonious blending of pleasant colors and shapes
آمیزه‌ی هماهنگ از رنگ‌ها و شکل‌های خوشایند

2. a harmonious relationship
رابطه‌ی مسالمت‌آمیز

3. she elicited harmonious sounds from that old instrument
صداهای موزونی را از آن ساز قدیمی بیرون می آورد.

4. the various parts of the building are harmonious
بخش‌های گوناگون عمارت با هم جور هستند.

5. A warm and harmonious song has accompanied us for three years.
[ترجمه ترگمان]یک آهنگ گرم و هماهنگ سه سال است که ما را همراهی می‌کند
[ترجمه گوگل]آهنگ گرم و هماهنگ با ما همراه شده است برای سه سال
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. I wish you to tie the knot, a harmonious union lasting a hundred years! A happy newlywed, sweet sweet honey!
[ترجمه ترگمان]من آرزو می‌کنم که شما گره را ببندید، یک اتحادیه موزون برای صد سال دوام بیاورد! ! یه تازه‌عروس خوشحال، عزیزم
[ترجمه گوگل]آرزو می کنم که گره را بپیچید، یک اتحاد هماهنگ برای صد سال! تازه خوشحال، شیرین شیرین عسل!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Their harmonious relationshi ...

معنی کلمه harmonious به انگلیسی

harmonious
• marked by agreement, compatible; melodious, tuneful, having a pleasant sound
• a relationship, agreement, or discussion that is harmonious is friendly and peaceful.
• something that is harmonious has parts which go well together.

harmonious را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سعیده
1- (موسيقي ) هماهنگ ، داراى هارموني ، همساز، آهنگين ، خوش آهنگ ، هم نواخت
2- متناسب و متوازن ، جور، موزون ، سازگار
3- (انديشه يا سليقه يا احساس و غيره ) متوافق ، همدل ، همدل و همصدا، فراخور، هم آواز، هم عقيده ، هم انديش
ویدا
مطلوب
فرزاد
Harmonious=Peaceful
به معنی مسالمت آمیز هستش

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی harmonious

کلمه : harmonious
املای فارسی : هرمنیوس
اشتباه تایپی : اشقئخدهخعس
عکس harmonious : در گوگل

آیا معنی harmonious مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )