برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1684 100 1
شبکه مترجمین ایران

harm

/ˈhɑːrm/ /hɑːm/

معنی: صدمه، خسارت، زیان، ضرر، اسیب، خسران، اذیت، گزند، اسیب رساندن، خسارت وارد کردن، خسارت زدن، خسارت رساندن، خسارت وارد اوردن، صدمه زدن
معانی دیگر: گزند زدن، آسیب رساندن، گزاییدن، زیان رساندن، گزایش، (اخلاقا) بد، اهریمنی، گناه آمیز، ناحق، اسیب رساندن به

بررسی کلمه harm

اسم ( noun )
(1) تعریف: injury or damage, either psychological or physical.
مترادف: injury
متضاد: benefit
مشابه: bane, damage, detriment, hurt, ill, trauma

- Smoking does harm to your lungs.
[ترجمه ترگمان] استعمال دخانیات به ریه شما صدمه می‌زند
[ترجمه گوگل] سیگار کشیدن به ریه های شما آسیب می رساند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The terrifying incident did psychological harm to the child.
[ترجمه ترگمان] حادثه هولناک باعث آسیب روانی به کودک شد
[ترجمه گوگل] این حادثه وحشتناک به کودک آسیب زد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Bleach can cause harm to your fabrics.
[ترجمه ترگمان] سفید کننده می‌تواند باعث آسیب به پارچه‌های شما شود
[ترجمه گوگل] سفید کننده می تواند به پارچه های شما آسیب برساند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: wrongdoing or mischief.
مترادف: evil, wrong, wrongdoing
متضاد: good
...

واژه harm در جمله های نمونه

1. much harm has been done to the environment
آسیب زیادی به محیط زیست وارد آمده است.

2. do harm to
آسیب رساندن به،گزند زدن به

3. no harm done!
(عامیانه) چیزی نشده،عیبی نداره

4. secure from harm
ایمن از آسیب

5. to work harm
صدمه زدن

6. come to harm
آسیب دیدن،صدمه خوردن،گزند خوردن

7. it does no harm
ضرری ندارد.

8. she knew no harm would ever befall her daughter
او می‌دانست که هرگز صدمه‌ای به دخترش وارد نخواهد شد.

9. come to no harm
آسیب ندیدن،صدمه نخوردن،گزند نخوردن

10. there is no harm in it
ضرری ندارد،بی‌زیان است،چرا نه

11. he did not fear physical harm
او از گزند جسمانی پروایی نداشت.

12. seat belts protect passengers from harm
کمربند ایمنی مسافران را از آسیب حفظ می‌کند.

13. the slightest atom of dust will harm the computer
کوچکترین ذره‌ی گرد و خاک به کامپیوتر صدمه می‌زند.

14. the thieves robbed us but did n ...

مترادف harm

صدمه (اسم)
indemnity , hurt , shock , harm , maim , concussion , injury , disservice , displeasure , scathe
خسارت (اسم)
loss , damage , recompense , harm , lesion , detriment , scathe , smart money
زیان (اسم)
loss , evil , forfeiture , hurt , damage , ill , harm , wash out , drawback , disadvantage , disservice , detriment , incommodity , forfeit , scathe
ضرر (اسم)
loss , evil , forfeiture , hurt , damage , harm , prejudice , disadvantage , injury , detriment , wound
اسیب (اسم)
hurt , damage , mar , inconvenience , harm , strain , lesion , injury , trauma , teen , tort
خسران (اسم)
loss , damage , harm
اذیت (اسم)
fret , annoyance , persecution , inconvenience , tease , harassment , harm , nuisance , mischief , hindrance
گزند (اسم)
harm , detriment
اسیب رساندن (فعل)
mar , harm , endamage
خسارت وارد کردن (فعل)
blemish , hurt , spoil , damage , harm
خسارت زدن (فعل)
hurt , damage , harm , damnify
خسارت رساندن (فعل)
hurt , damage , harm
خسارت وارد اوردن (فعل)
hurt , damage , harm , damnify , endamage
صدمه زدن (فعل)
mar , offend , harm , nip , maul , damnify , endamage , scathe

معنی عبارات مرتبط با harm به فارسی

آسیب دیدن، صدمه خوردن، گزند خوردن
آسیب ندیدن، صدمه نخوردن، گزند نخوردن
زیان رسانیدن، ازارکردن

معنی harm در دیکشنری تخصصی

[برق و الکترونیک] هارم سرواژه ای برای homing-antiradiation missile. نوعی موشک هوا به زمین ضد تابشی که تابشهای گسیل شده از رادار دشمن را دنبال می کند، و تا تخریب یا از کار انداختن آن تعقیب را ادامه می دهد.

معنی کلمه harm به انگلیسی

harm
• missile that zeroes in on and targets sources of radar waves
• damage, injury
• cause damage, injure
• to harm someone means to physically injure them in some way.
• if you harm something, you damage it or make it less successful in some way.
• harm is physical injury or damage which is caused to someone or something.
• if you say that someone or something will come to no harm or that no harm will come to them, you mean that they will not be hurt or damaged.
• if someone or something is out of harm's way, they are in a safe place.
• if you say that there is no harm in doing something, you mean that you want to do it and you do not think that it is wrong.
harm a process
• sabotage a procedure, cause a process to not work properly
harm doer
• person who does damage
come to no harm
• was no hurt, was not injured
do harm
• cause damage, injure
grievous bodily harm
• if someone is accused of grievous bodily harm, they are accused of causing very serious physical injury to someone; a legal expression.
in a way which might harm
• harmfully, in a deleterious manner
mean no harm
• not intending to cause harm

harm را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

mahsa
آسیب رساندن، آسیب
یزدان
آسیب، آسیب رساندن
خدابخش رقیه
They bother me at home
تو خونه منو اذیت میکنند
نگین
harm avoidance: آسیب پرهیزی
Mahdi Rezaei
صدمه زدن
Mahdi Rezaei
صدمه زدن به
Mahdi Rezaei
زیان
tinabailari
صدمه ، آسیب ، آسیب زدن به
A mistake like that will do his business a lot of harm
یک اشتباه اون جوری به تجارت او خیلی صدمه خواهد زد 🍘
نسترن
لطمه، لطمه زدن
🐾 مهدی صباغ
مضر بودن
ضرر داشتن
موسی
harm(noun) = ضرر،آسیب،زیان،صدمه،لطمه،گزند،مضرت،خدشه دار ،خسارت

definition = صدمات و آسیب های فیزیکی و جسمانی و سایر آسیب ها/خسارت وارده به چیزی/

harm than good = ضرر آن بیشتر از منفعت آن است

exmaples:
1-Alan would never do anyone any harm.
آلن هرگز به کسی آسیب نمی رساند.
2-It will do you no harm to be nice to him.
خوب بودن(خوش رفتاری) با او هیچ ضرری برای شما نخواهد داشت.
3-Smoking can cause serious harm to the lungs.
سیگار کشیدن می تواند به ریه ها آسیب جدی برساند.
4-Both deny conspiring to cause actual bodily harm.
هر دو توطئه برای ایجاد آسیب واقعی جسمی را انکار می کنند.
5-A mistake like that will do his credibility a lot of harm.
اشتباهی از این دست اعتبار وی را بسیار خدشه دار می کند.
6-Missing a meal once in a while never did anyone any harm.
هر چند وقت یک بار از دست دادن یک وعده غذایی هرگز به کسی لطمه نمی زند.
7-You could always ask Jim if they need any more staff in his office - (there's) no harm in asking (= no one will be annoyed and you might benefit).
شما همیشه می توانید از جیم سال کنید که آیا آنها به کارمندان بیشتری در دفتر کار او احتیاج دارند - (پرسیدن هیچ مشکلی بوجود نمی آورد) (هیچ کس اذیت نمی شود و شما ممکن است نفع ببرید)
8-She meant no harm (= did not intend to offend) - she was only joking.
منظور او هیچ لطمه ای نبود (= قصد آزردگی نداشت) - او فقط شوخی می کرد.
9-She was frightened by the experience but she came to no harm (= was not hurt).
او از این تجربه ترسیده بود اما هیچ آسیبی ندید (= صدمه ای ندید).
10-Fortunately, she didn’t come to any harm when the car skidded.
خوشبختانه ، وقتی ماشین سر خورد ، او هیچ آسیبی ندید.
11-The board failed to prove irreparable harm in its suit against the council.
هیئت مدیره نتوانست صدمات جبران ناپذیر را در دادگاه خود علیه شورا ثابت کند.
12-The harms associated with climate change are serious and well recognized.
خسارات مرتبط با تغییرات آب و هوایی جدی هستند و به خوبی شناخته شده اند.
13-not do (any) harm to sb/sth The bond offers great benefits for issuers without doing any harm to investors.
خسارت به چیزی یا کسی وارد نکنید این معاهده بدون آسیب رساندن به سرمایه گذاران مزایای زیادی برای ناشران به همراه دارد.
14-economic/environmental/financial harm
خسارت اقتصادی / خسارت زیست محیطی / خسارت مالی
15-Suspending payments on government debts would do more harm than good.
تعلیق پرداخت بدهی های دولت بیشتر از منفعت به ضرر آن است.




harm(verb) = آسیب رساندن،صدمه زدن،ضرر زدن،خسارت زدن،خدشه دار شدن یا خدشه وارد کردن(خصوصاً اعتبار)،لطمه زدن

definition =صدمه زدن به کسی یا آسیب رساندن به چیزی/برای آسیب رساندن به چیزی یا بدتر کردن چیزی/

examples:
1-He's never harmed anybody in his life.
او در زندگی خود هرگز به کسی آسیب نرسانده است.
2-Rising oil prices could harm the global economy.
افزایش قیمت نفت می تواند به اقتصاد جهانی آسیب برساند.
3-Thankfully no one was harmed in the accident.
خوشبختانه در این حادثه هیچ کس آسیب ندید.
4-The government's reputation has already been harmed by a series of scandals.
اعتبار دولت قبلاً با یک سری از رسوائی ها خدشه دار شده است.
5-The tornado blew out the windows of a nearby school, but none of the children were harmed.
توفان پنجره های مدرسه حوالی را خورد و خاک شیر کرد ، اما به هیچ یک از کودکان آسیبی نرسید.
6-harm the economy/environment/country Economists
صدمه زدن به اقتصاد / خسارت زدن به محیط زیست /آسیب زدن به اقتصاددانان کشور
7-warned that such a spending pattern could not be sustained without harming the economy.
گوشزد کرد که چنین الگوی مخارجی بدون آسیب رساندن به اقتصاد امکان پذیر نیست.
8-But, apart from that, it also directly and immediately harms her by reducing her control of the purely self-regarding portion of her life.
اما ، جدا از آن ، این امر مستقیماً و بلافاصله با کاهش کنترل او در بخش زندگی خود که به خودش وابسته است آسیب می رساند.
9-bleach harms certain fabrics.
سفید کننده به پارچه های خاص آسیب می رساند.


مترادف: harm(noun) = injury(noun), damage(noun)

مترادف: harm(verb) = injure(verb)

z
نوعی درخت

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی harm

کلمه : harm
املای فارسی : حرم
اشتباه تایپی : اشقئ
عکس harm : در گوگل

آیا معنی harm مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )