برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1465 100 1

hard landing


(فرود آمدن با سرعت نسبتا زیاد که موجب آسیب می شود مثلا فرود سریع موشک بر سطح ماه) فرود سخت، سخت فرود

واژه hard landing در جمله های نمونه

1. Which is just as well because some of them have played just a little bit too hard, landing themselves in serious trouble.
[ترجمه ترگمان]و این فقط به این دلیل است که بعضی از آن‌ها کمی بیش از حد محکم بازی کرده‌اند و خود را در دردسر جدی قرار داده‌اند
[ترجمه گوگل]کدام یک فقط به این دلیل است که بعضی از آنها فقط کمی سخت کار کرده اند و خود را در معرض خطر جدی قرار می دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Given the improbability of a hard landing in China, the swings of sentiment towards its economy are difficult to understand.
[ترجمه ترگمان]با توجه به احتمال فرود سخت در چین، درک احساسات نسبت به اقتصاد آن دشوار است
[ترجمه گوگل]با توجه به عدم احتمالی فرود سخت در چین، نوسانات احساسات نسبت به اقتصاد آن بسیار دشوار است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. A hard landing could prove devastating to regional development imperatives.
[ترجمه ترگمان]فرود سخت می‌تواند برای الزامات توسعه منطقه‌ای ویران‌کننده باشد
[ترجمه گوگل]فرود سخت می تواند تحریم های لازم را برای توسعه منطقه ای ایجاد کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. A hard landi ...

hard landing را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Other
سقوط سخت
رکود سخت

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی hard landing
کلمه : hard landing
املای فارسی : هارد لندینگ
اشتباه تایپی : اشقی مشدیهدل
عکس hard landing : در گوگل

آیا معنی hard landing مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )
شبکه مترجمین ایران