برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1674 100 1
شبکه مترجمین ایران

harassment

/həˈræsmənt/ /ˈhærəsmənt/

معنی: اذیت، ازار، تعرض، ستوه، بستوه اوری

بررسی کلمه harassment

اسم ( noun )
• : تعریف: behavior that threatens, attacks, or offends another person repeatedly.

- After receiving several threatening and abusive phone calls from the same person, he went to the police to complain of harassment.
[ترجمه ترگمان] او پس از دریافت چندین تماس تهدید کننده و سو استفاده از یک فرد، به پلیس مراجعه کرد تا از آزار و اذیت شکایت کند
[ترجمه گوگل] پس از دریافت چندین تماس تهدید کننده و سوء استفاده از همان شخص، او به پلیس رفت تا شکایت از آزار و اذیت را شکایت کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه harassment در جمله های نمونه

1. the harassment of dissidents by the police
آزار مخالفان دولت توسط پلیس

2. African-Americans have been complaining about police harassment for years.
[ترجمه ترگمان]آفریقایی - آمریکایی‌ها سال‌ها از آزار و اذیت پلیس شکایت کرده‌اند
[ترجمه گوگل]آفریقایی-آمریکایی ها در مورد آزار و اذیت پلیس برای سالها شکایت دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Allegations of sexual harassment have led to disciplinary proceedings being taken against three naval officers.
[ترجمه ترگمان]اتهامات مربوط به آزار و اذیت جنسی منجر به اقدامات انضباطی علیه سه افسر نیروی دریایی شده‌است
[ترجمه گوگل]اتهامات مربوط به آزار و اذیت جنسی منجر به رسیدگی به پرونده های انضباطی علیه سه افسر دریایی شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. She has endured house arrest and continual harassment by the police.
[ترجمه ترگمان]او بازداشت خانگی و آزار مداوم پلیس را تحمل کرده
[ترجمه گوگل]او بازداشت خانگی و آزار و اذیت مداوم توسط پلیس را تحمل کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

مترادف harassment

اذیت (اسم)
fret , annoyance , persecution , inconvenience , tease , harassment , harm , nuisance , mischief , hindrance
ازار (اسم)
hurt , annoyance , trouble , persecution , torment , excruciation , harassment , nuisance , vexation , trade , hindrance , disservice
تعرض (اسم)
attack , offensive , disturbance , harassment , invasion , remonstrance
ستوه (اسم)
weariness , harassment , fatigue
بستوه اوری (اسم)
harassment

معنی کلمه harassment به انگلیسی

harassment
• bothering, tormenting, pestering
• harassment is behaviour which is intended to trouble or annoy someone.
act of harassment
• engaging in behavior designed to disturb and disrupt, act of provoking or baiting
sex harassment
• torment of a sexual nature, persecution based on sex
sexual harassment
• pestering one due to his/her gender or sexual orientation

harassment را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

yasaman
گرفتاری
زهره خانم
خشونت زیاد
MuhammEd
آزار و اذیت - همانند sexual harassment = آزار جنسی
میلاد علی پور
بدرفتاری
حسن اشرف زاده
خشونت،آزار وآسیب،تعرض،آسیب رساندن جسمی و روانی
akamrahimi50@gmail.com
مزاحمت
Dark Light
Harass : آزار دادن-اذیت کردن (v)
Harassness : آزار-خشونت (n)
Sexual harassment : آزار جنسی
سعید ترابی
آزار، بدرفتاری

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی harassment

کلمه : harassment
املای فارسی : هرسمنت
اشتباه تایپی : اشقشسسئثدف
عکس harassment : در گوگل

آیا معنی harassment مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )