برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1651 100 1
شبکه مترجمین ایران

handheld

واژه handheld در جمله های نمونه

1. Farm Site Mate is the new handheld mapping package from Farm Works.
[ترجمه ترگمان]همسر یابی سایت مزرعه یک بسته نقشه‌برداری دستی جدید از آثار کشاورزی است
[ترجمه گوگل]Farm Site Mate بسته جدید نقشه دستی از Farm Works است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Newton has always been positioned as a handheld communications device.
[ترجمه ترگمان]نیوتن همیشه به عنوان ابزار ارتباطی دستی جای گرفته‌است
[ترجمه گوگل]نیوتن همیشه به عنوان یک دستگاه ارتباطی دستی به کار گرفته شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. If I touch the handheld stimulator to the back of my hand, I feel a slight tingle.
[ترجمه ترگمان]اگه بخوام تحریک‌کننده دستی رو لمس کنم حس خارش خفیفی بهم دست میده
[ترجمه گوگل]اگر دستمزد دستی را به پشت دستم لمس کنم، احساس خستگی مفرط می کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. With Pocket Excel on the same handheld, he can access other records that he currently keeps on spreadsheets.
[ترجمه ترگمان]با استفاده از دوربین Excel در همان دستی، او می‌تواند به سوابق دیگ ...

معنی کلمه handheld به انگلیسی

handheld
• small enough to be held in the palm of one's hand (computer or other small appliance)
• any item small enough to be held in the hand (such as a camera, computer, etc.)

handheld را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ely
handheld calculator
ماشین حساب دستی
bb
small enough to hold in your hands
Shiva
دستی
بهار ابراهیمی
چیزی که در دست جا بگیرد
فرشيد
جيبي (در فارسي ميخوايم بگيم چيزي كوچيكه ميگيم در جيب جا ميشه نه در دست)
(دستي يعني چيزي كه اتوماتيك نيست )
🐾 مهدی صباغ
Noun-countable :
کامپیوترهای خیلی کوچک دستی که به PDA یا Personal Digital Asisstant معروف هستند.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر


آیا معنی handheld مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )