برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1580 100 1
شبکه مترجمین ایران

hall

/ˈhɒl/ /hɔːl/

معنی: راهرو، تالار، دالان، سالن، اتاق بزرگ، سال
معانی دیگر: (در اصل) تالار اصلی کاخ (که مهمانی ها و بازی و رقص در آن برگزار می شد)، شبستان کاخ، سرا، سرمنزل، (گاهی h بزرگ) ساختمان اصلی (سازمان یا بنگاه و غیره)، (گاهی h بزرگ) خوابگاه دانشگاه، کافه تریا یا رستوران دانشگاه، خورشگاه، ساختمانی که کلاس ها در آن قرار دارند، سرسرا، کریاس، دهلیز، تالار همگانی، سالن عمومی، آمفی تئاتر، محل گردهمایی، اتاق اجتماعات، تالار غذاخوری، عمارت

بررسی کلمه hall

اسم ( noun )
(1) تعریف: a narrow passageway in a building; corridor.
مترادف: corridor, hallway, passageway
مشابه: breezeway, gallery, passage, tunnel

(2) تعریف: a large room or public building for meetings or social gatherings.
مشابه: center, chamber, gallery, meetinghouse, park

- a dance hall
[ترجمه پریا] یک تالار رقص
|
[ترجمه ترگمان] یک سالن رقص
[ترجمه گوگل] یک سالن رقص
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- city hall
[ترجمه کارن] شهرداری
|
[ترجمه amirreza1] تالار شهر|
...

واژه hall در جمله های نمونه

1. a hall (which had been) long disused
تالاری که مدت‌ها مورد استفاده قرار نگرفته بود

2. a hall packed with people
تالاری مملو از مردم

3. a hall that is acoustically perfect
تالاری که از نظر پژواک شناسی بی‌عیب است

4. a hall that seats five-hundred people
تالاری که گنجایش پانصد نفر را دارد

5. mission hall
تالار مرکز تبلیغات مذهبی

6. the hall had assumed a festival atmosphere
تالار حالت جشن و سرور به خود گرفته بود.

7. the hall is large with excellent acoustics
سالن بزرگ است و از نظر پژواک شناسی عالی است.

8. the hall resounded with applause
سالن از هلهله و کف زدن به لرزه درآمد.

9. the hall was bursting with students
تالار لبریز از دانشجو بود.

10. the hall was decked out with flowers and flags
تالار با گل و پرچم آذین شده بود.

11. the hall was filled with a babel of voices demanding money
تالار از صدای قیل و قال مردمی که پول می‌خواستند پر بود.

12. the hall was lit with little electrics
تالار توسط لامپ‌های کوچک برقی روشن شده بود.
...

مترادف hall

راهرو (اسم)
runway , aisle , corridor , hall , doorway , passage , lobby , walk , vestibule , gallery , passageway , door , gangway
تالار (اسم)
hall , amphitheater , chamber , salon , saloon , tolbooth , tollbooth
دالان (اسم)
corridor , hall , lobby , porch
سالن (اسم)
hall , salon , lounge
اتاق بزرگ (اسم)
hall
سال (اسم)
year , hall

معنی عبارات مرتبط با hall به فارسی

اتاق خواب کوچک (که در ته دالان قرار دارد)
نشان عیارکه ازطرف زرگرخانه و دولت روی سیمینه وزرینه میگذارن
(امریکا) تالار افتخار (تالاری که در آن مجسمه یا نام مشاهیر رشته ی ویژه ای را قرار می دهند)
رخت آویز، چنگک لباس (به ویژه در سرسرا)
(مجازی) بهشت، خلد برین، خدا شهر، ساختمان شهرداری، شهرداری (سازمان و ادارات آن)، بلدیه (municipality هم می گویند)
تالار رقص، رامشگاه
(عامیانه) با سازمان اداری و دیوان سالاری در افتادن
فراموش خانه
عمارت شهرداری که اصناف یارسته هادران انجمن می کنند
اداره ی گمارش، اداره ی استخدام (به ویژه در اتحادیه های کارگری)، اداره ی کاریابی، اژانس یا سازمان کاریابی
دادگاه
(سربازخانه و کشتی و غیره) تالار نهار خوری، ساختمان خوراک خوری، خوردنگاه، سالن غذاخوری، سالن غذا خوری سرباز خانه
تالار موسیقی، اطاق ساز ورقص، سالن موسیق ...

معنی hall در دیکشنری تخصصی

hall
[عمران و معماری] تالار
[برق و الکترونیک] هال
[کوه نوردی] تالار
[برق و الکترونیک] زاویه هال
[برق و الکترونیک] ضریب هال - ضریب هال ثابت تناسب در رابطه ی میدان الکتریکی عرضی ( میدان هال ) با حاصلضرب چگالی جریان و چگالی شار مغناطیسی در یک رسانای الکتریکی . علامت باربر اکثریت را می توان از روی علامت ضریب هال تعیین کرد .
[برق و الکترونیک] ثابت هال ثابت تناسب در رابطه ی مربوط به سیستم حامل جریان در میدان مغناطیسی . این ثابت برابر است با میدان الکتریکی عرضی ( میدان هال) تقسیم بر حاصلضرب چگالی جریان و شدت میدان مغناطیسی. از روی علامت ثابت هال می توان علامت باربرهای اکثریت را تشخیص داد. - ثابت هال
[برق و الکترونیک] اثر هال
[برق و الکترونیک] گاؤس سنج اثر هال نوعی گاؤس سنج که دارای یک ترادیسنده ی اثر هال در دو سر یک جفت سیم انعطاف پذیر است . با وارد کردن آن بین قطبهای سک آهنربا می توان شدت میدان آن را اندازه گرفت . تغذیه ی ترادیسنده توسط یک باتری یا منبع تغذیه دی سی صورت می گیرد و به کمک یک ولت سنج درجه بندی شده می توان ولتاژ متناسب با شدت میدان مغناطیسی را اندازه گرفت .
[برق و الکترونیک] ژیراتور اثر هال نوعی ژیراتور که در آن اثر هال موجب وارونه شدن قطبیت سیگنال در موقع تعویض جای ورودی و خروجی می شود.
[برق و الکترونیک] کلید اثر هال نوعی کلید فشاری لحظه ...

معنی کلمه hall به انگلیسی

hall
• hallway, corridor; large room (used for parties, meetings, etc.)
• a hall is the area just inside the front door of a house.
• a hall is also a large room or building used for public events such as concerts, exhibitions, and meetings.
• students who live in hall live in university or college accommodation.
hall of fame
• building which houses plaques and statues honoring famous people
hall of fame classic
• classic works of art or people that are honored at the hall of fame (for outstanding work in a particular profession, sport, etc.), hofc
hall of residence
• halls of residence are blocks of rooms or flats belonging to universities or colleges and which are used by students.
air conditioned hall
• hall which is cooled by air-conditioning
arriving passengers hall
• terminal for arriving travelers (in an airport, etc.)
banquet hall
• hall for having parties and receptions
banqueting hall
• hall where banquets are held
carnegie hall
• world famous concert hall in new york city built in 1890 by andrew carnegie
city hall
• building in which city government offices are located
• in the usa and many other countries, city hall is the building in which the members and staff of the government or administration of a city have their offices.
• city hall is used to refer to the government or administration of a city; used in american english.
city meeting hall
• local civic center
commemoration hall
...

hall را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

karami
سالن هال
راهرو
Azad
سالن ها
راه رو
English
حال پذیرایی
Abolfazl
حال پذیرایی
Arvin
a building or larger room in which meeting,concerts
Amir
Abuilding or larger room in which meeting,concerts ,classes ,etc can be help
😍😘e.y😘😍
حال،پذیرایی
نیوشا اسماعیلی
راهرو
Negin
اتاقکي که به در ورودی منتهی میشه میگیم هال که از پذيرايي جدا هست البته به سالن بزرگ هم هال ميگن
😘😘😘taha😘😘😘
حال پذیرایی
حمید مرگانی
hall=hall of residence=dorm=dormitory
همگی به معنای خوابگاه دانشجویی
arad
اتاق بزرگ
A.R.KINK
راهروی تالار مانندیا اتاقی بزرگی که به همه جای خانه راه دارد
میلاد علی پور
اداره، آژانس، سازمان، ارگان (دقت بفرمایید این معانی ضمنی هستند و معنای اصلی همانهاست که در بالا گفته شد)
Alireza
A room or small passage just inside the entrance to a house
اتاق یا راهروی کوچکی که در ورودی یک خانه قرار دارد
زیبا
خودتون برین بگردین (( میشه معنی کلمه )) * دقت کنید معنای اصلی این هست * وقتی برین به سطح های بالاتر یاد میگیرین **** معنی اصلی این هست****
yasamin
Hall به معنی :راهرو، تالار، دالان، سالن، اتاق بزرگ، سال
البته کلمه ی hall معنی های دیگری هم دارد مثل : (در اصل) تالار اصلی کاخ (که مهمانی ها و بازی و رقص در آن برگزار می شد)، شبستان کاخ، سرا، سرمنزل، (گاهی h بزرگ) ساختمان اصلی (سازمان یا بنگاه و غیره)، (گاهی h بزرگ) خوابگاه دانشگاه، کافه تریا یا رستوران دانشگاه، خورشگاه، ساختمانی که کلاس ها در آن قرار دارند، سرسرا، کریاس، دهلیز، تالار همگانی، سالن عمومی، آمفی تئاتر، محل گردهمایی، اتاق اجتماعات، تالار غذاخوری، عمارت




لایک بدید 💝
Dark Light
معانی کامل :
۱.راهروی طولانی و باریک درون یک ساختمان با درهایی در طرفین راهرو (خیلی نزدیک corridor هست این واژه از لحاظ معنی)
۲.محوطه ی جلوی درب ورودی ساختمان
۳.اتاق بزرگی برای ملاقات و رخدادهای سرگرم کننده مثل گروه موسیقی و ...
۴.خوابگاه : dormitory-dorm
۵.یک‌ ساختمان(خانه) بزرگ و مجلل

میتونه با city و town و music هم بیاد.

دوست عزیزمون گفتن نزدیک درب ورودی
اونی که نزدیک درب ورودی هستش Foyer هستش (بهتره اینو بجاش بگین)
در واقع foyer و lobby خیلی نزدیک به هم هستن از لحاظ معنی
Aisle-hallway-hall-passageway-froyer با یکمی اینور و اونور کردن و یکمی تغییرات جزئی با هم مترادف هستن
.
.
🔵توضیحات انگلیسی Foyer :
[count]
1 : an open area in a public building (such as a hotel or theater) near the entrance : a lobby or entrance hall
2 US : an open area near the entrance in someone's home
Other forms: plural -ers

🔵توضطحات انگلیسی Hall :
noun
[count]
1 : a usually long, narrow passage inside a building with doors that lead to rooms on the sides
The bathroom is down the hall.
Her office is at the end of the hall.
2 : the area inside the entrance
Me
پذیرایی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی hall

کلمه : hall
املای فارسی : حال
اشتباه تایپی : اشمم
عکس hall : در گوگل

آیا معنی hall مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )