برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1583 100 1
شبکه مترجمین ایران

hail

/ˈheɪl/ /heɪl/

معنی: درود، تهنیت، تگرگ، خوش باش، طوفان تگرگ، سلام برشما باد، سلام کردن، طوفان همراهباتگرگ، سلام، صدا زدن، تگرگ باریدن، اعلام ورود کردن
معانی دیگر: (با شادی یا تحسین) درود گفتن، خوش آمد گفتن، گرامی داشتن، ادای احترام کردن، (از روی قدرشناسی یا تهنیت) نامیدن، خواندن، فراخواندن، شادباش، شهنگانه، شخکاسه، (مجازی) هر چیز تگرگ مانند، (با: on یا upon) باریدن (بر سر کسی)، اعلام ورود کردن کشتی

بررسی کلمه hail

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: hails, hailing, hailed
(1) تعریف: to salute or greet.
مترادف: greet, salute
مشابه: meet, receive, toast, welcome

- The crowd hailed their heroes as they passed by in the parade.
[ترجمه بوف] جمعیت به قهرمانانشان در حال عبور از آنها در رژه ادای احترام کردند.
|
[ترجمه ترگمان] هنگامی که در رژه می‌رفتند، مردم از قهرمانان خود استقبال کردند
[ترجمه گوگل] این جمعیت به عنوان قهرمانان خود را در رژه به تصویب رساند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to call out or wave to in order to summon or attract the attention of.
مترادف: flag down, halloo
مشابه: call, signal, wave

- His mother waited by the building while he hailed a taxi in the street.
[ترجمه بوف] مادرش در حالی که او یک تاکسی را در خیابان صدا میزد، کنار ساختمان منتظر بود.|
...

واژه hail در جمله های نمونه

1. hail is a meteoric phenomenon
تگرگ یک پدیده‌ی جوی است.

2. hail mary
سلام بر مریم (مادرعیسی)

3. hail mary, full of grace
درود بر مریم پرفتوت

4. hail fellow well met (or hail-fellow)
معاشرتی و مهربان (به ویژه به طور سطحی)

5. hail from
زاده‌ی محل بخصوصی بودن

6. a hail of bullets
رگباری از گلوله

7. the hail damaged the blossoms
تگرگ به شکوفه‌ها صدمه زد.

8. to hail a taxi
تاکسی صدا زدن

9. to hail curses on someone
کسی را به باد فحش گرفتن

10. The Prime Minister was greeted with a hail of insults as she arrived at the students' union.
[ترجمه ترگمان]نخست‌وزیر در حین ورود به اتحادیه دانشجویان، با موجی از توهین‌های استقبال شد
[ترجمه گوگل]همانطور که او به اتحادیه دانشجویان آمد، نخست وزیر با تکان دادن توهین ها ملاقات کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Hail fell shortly after lunch.
[ترجمه ترگما ...

مترادف hail

درود (اسم)
regard , compliment , greeting , salute , salutation , hail
تهنیت (اسم)
greeting , salutation , hail , congratulation
تگرگ (اسم)
hail , corn snow , hailstone , hydrometeor
خوش باش (اسم)
greeting , hail , welcome
طوفان تگرگ (اسم)
hail
سلام برشما باد (اسم)
hail
سلام کردن (اسم)
salute , salaam , hail
طوفان همراهباتگرگ (اسم)
hail
سلام (اسم)
regard , ave , greeting , salute , salutation , salaam , hail , hullo
صدا زدن (فعل)
call , froth , hail
تگرگ باریدن (فعل)
hail
اعلام ورود کردن (فعل)
hail

معنی عبارات مرتبط با hail به فارسی

(قدیمی - خودمانی) کتک حسابی، سرزنش شدید
دوست صمیمی، صمیمی، نزدیک، خودمانی دوست صمیمی
معاشرتی و مهربان (به ویژه به طور سطحی)
زاده ی محل بخصوصی بودن
(نیایش مسیحی) سلام بر مریم، درود بر مریم
دانه تگرگ، تگرگ
طوفان و تگرگ
(قدیمی) سلام بر تو!، درود!، یا الله !، سلام
نوش جان، گوارای وجود پاس  شخص بکسیکه بسلامتی اومینوشد

معنی hail در دیکشنری تخصصی

hail
[عمران و معماری] تگرگ
[زمین شناسی] تگرگ گلوله هایی از یخ که قطر آنها حدود 5میلی متر یا بیشتر بوده و از ابر کومولونیمبوس که اغلب با رعد و برق همراه است ، باریده می شود .
[آب و خاک] تگرگ
[آب و خاک] خسارت تگرگ
[آب و خاک] فرسایش ناشی از تگرگ
[آب و خاک] تگرگ آزما
[آب و خاک] توفان تگرگ
[آب و خاک] مقابله با تگرگ
[عمران و معماری] ریزه تگرگ

معنی کلمه hail به انگلیسی

hail
• small pellets of ice or frozen vapor; shower of small ice particles; shower of anything, barrage (especially of bullets); salutation, greeting
• rain down hail; pour down like hail, fall with force; salute, greet, welcome; call to from a distance
• hail consists of tiny balls of ice that fall from the sky.
• when it hails, hail falls from the sky.
• a hail of small objects is a large number of them that fall down on you at the same time with great force.
• if you hail someone, you call to them; a literary use.
• if you hail a taxi, you signal to the driver to stop.
• if you hail a person, event, or achievement as important or successful, you praise them publicly.
hail a cab
• stop a taxi
hail curses
• shout curses at
thick as hail
• with regularity
within hail
• within hearing distance, close enough to be heard

hail را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

برزو
کرایه کردن
Sahar.sm
کرایه کردن (برای تاکسی و ...)
فاضله
صدازدن ( تاکسی و... )
Sina
: Hail from somewhere
از جایی آمدن و متولد شدن در یک مکان خاصی ،
to come from or to have been born in a particular place:
Joe originally hails from Toronto.


Sina
a hail of something
توده ای از چیزی ،
a lot of similar things or remarks, thrown or shouted at someone at the same time:

The prime minister was greeted with a hail of insults as she arrived at the university.
نخست وزیر هنگامی که به دانشگاه رسید با توده ای از توهین ها ( شمار زیادیاز توهین ها ) مورد استقبال قرار گرفت.
ستایش قربانی
تگرگ :زمانی که دمای هوا بالای صفر درجه ی سلسیوس باشد بارش به صورت باران رخ می دهد اگر قطرات باران در زمان پایین آمدن از توده ی هوای سرد عبور کنند تبدیل به برف می شوند
فرشته
استقبال کردن
Zahra
تگرگ
Tommy shelby
تقرک به قول قدیما(تگرگ)
گلی افجه
خوشامد و تبریک
Neda
تگرگ
اردوان طالبی
تگرگ- تگرگ باریدن-ستایش کردن
sara
به عنوان چیز خوب شناختن
صدا کردن تاکسی
H
تحسین شده
عاطفه محرابیان
مورد استقبال قرار گرفتن
His discoveries were hailed as great strides in .medicine
کشفیات او به عنوان قدمهای بزرگی در علم پزشکی مورد استقبال قرار گرفت.
Farhood
The man went down in a hail of blows
تو بارش تگرگ جایی رفتن
مجید رحمت خواه
1 - تگرگ ( باریدن )
2 - صدا زدن - فراخواندن
3 - سلام / درود / خوش آمد گفتن
4 - گرامی داشتن - ادای احترام کردن
5 - اهل جایی بودن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی hail

کلمه : hail
املای فارسی : هایل
اشتباه تایپی : اشهم
عکس hail : در گوگل

آیا معنی hail مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )