برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1618 100 1
شبکه مترجمین ایران

had a hard time

معنی کلمه had a hard time به انگلیسی

had a hard time
• suffered, endured, had a difficult time

had a hard time را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

kermani
she had a problem

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر


آیا معنی had a hard time مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )