برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1567 100 1
شبکه مترجمین ایران

habituate

/həˈbɪt͡ʃʊeɪt/ /həˈbɪt͡ʃʊeɪt/

معنی: مانوس شدن، خو دادن، عادت دادن، عادی کردن، معتاد کردن
معانی دیگر: (با: to - معمولا به صورت انعکاسی یعنی با -self ) خو دادن، (قدیمی) مرتب (به محلی) رفتن، سکونت کردن

بررسی کلمه habituate

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: habituates, habituating, habituated
مشتقات: habituation (n.)
• : تعریف: to make accustomed to.
مشابه: acclimate, accommodate, addict, condition

- He habituated himself to the idea of moving again.
[ترجمه ترگمان] به فکر حرکت مجدد افتاد
[ترجمه گوگل] او خود را به ایده حرکت مجدد عادت داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه habituate در جمله های نمونه

1. to habituate oneself to swimming in cold water
خود را به شنا در آب سرد عادت دادن

2. In my opinion you won't go, you're habituated to luxury.
[ترجمه ترگمان]به نظر من شما نخواهید رفت، شما به تجملات عادت می‌کنید
[ترجمه گوگل]به نظر من شما نخواهید رفت، شما به لوکس عادت دارید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. One can habituate oneself to living alone, though rarely with any pleasure.
[ترجمه ترگمان]می‌توان گفت که در زندگی تنها زندگی می‌کند، هر چند که بندرت اتفاق می‌افتد
[ترجمه گوگل]یکی می تواند خود را به تنهایی زندگی کند، هر چند به ندرت با هر لذتی که دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. By the end of winter, he was habituated to cold.
[ترجمه ترگمان]در پایان زمستان، او به سرما عادت‌کرده بود
[ترجمه گوگل]تا پایان زمستان او به سردی عادت کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. He used to habituate the dirty bars during those days in Europe.
[ترجمه ترگمان]ا ...

مترادف habituate

مانوس شدن (فعل)
acclimate , habituate
خو دادن (فعل)
addict , habituate , acclimatize , cultivate a habit , familiarize , wont
عادت دادن (فعل)
habituate , accustom , familiarize , inure
عادی کردن (فعل)
habituate , accustom
معتاد کردن (فعل)
habituate , inure , customize

معنی کلمه habituate به انگلیسی

habituate
• make one accustomed to, familiarize
• if you are habituated to something, you have got used to it; a formal word.

habituate را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد
روال عادی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی habituate

کلمه : habituate
املای فارسی : هبیتوات
اشتباه تایپی : اشذهفعشفث
عکس habituate : در گوگل

آیا معنی habituate مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )