برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1538 100 1
شبکه مترجمین ایران

habilitate

/həˈbɪlɪˌteɪt/ /həˈbɪlɪteɪt/

معنی: شایستگی داشتن
معانی دیگر: مجهز کردن، ابزار دار کردن، پوشاک دار کردن، (قدیمی) فرهیختن، تعلیم دادن، آماده کردن، لباس پوشیده، ملبس

بررسی کلمه habilitate

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: habilitates, habilitating, habilitated
مشتقات: habilitative (adj.), habilitation (n.)
(1) تعریف: to clothe; outfit.

(2) تعریف: to provide (a mine) with working capital and equipment.

مترادف habilitate

شایستگی داشتن (فعل)
deserve , habilitate

معنی کلمه habilitate به انگلیسی

habilitate
• prepare, equip; dress, clothe; make fit, make capable; become fit

habilitate را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی مهندس
تثبیت کردن؛مستقر کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی habilitate

کلمه : habilitate
املای فارسی : هبیلیتت
اشتباه تایپی : اشذهمهفشفث
عکس habilitate : در گوگل

آیا معنی habilitate مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )