برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1540 100 1
شبکه مترجمین ایران

Hubby

/ˈhʌbi/ /ˈhʌbi/

(عامیانه) شوهر، شو، شو i'll take ramazoon as my hubby شو کنم بر رمضون

بررسی کلمه Hubby

اسم ( noun )
حالات: hubbies
• : تعریف: (informal) husband.
مشابه: man

واژه Hubby در جمله های نمونه

1. i'll take ramazoon as my hubby
شو کنم بر رمضون

2. She speaks fondly of Richard Moreland, hubby No. whom she still sees regularly.
[ترجمه ترگمان]او با علاقه به ریچارد Moreland، hubby شماره whom که او هنوز به طور مرتب می‌بیند، صحبت می‌کند
[ترجمه گوگل]او از Richard Moreland، شوهر شماره ای که او هنوز هم به طور منظم می بیند سخن می گوید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Meanwhile, senior nutritionist and hubby, are now proud parents since the arrival of.
[ترجمه ترگمان]در همین حال، متخصصان تغذیه و متخصصان تغذیه، از زمان رسیدن آن‌ها به والدین خود افتخار می‌کنند
[ترجمه گوگل]در همین حال، متخصص تغذیه و متخصص تغذیه، پدر و مادر افتخار از زمان ورود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The rumours killed Rachel Jackson before hubby took office, just as they had killed his 1824 presidential bid.
[ترجمه ترگمان]این شایعات را \"راشل جکسون\" قبل از این که hubby اداره شود، به قتل رساند، درست همان طور که این شایعات را برای اولین بار در سال ۲۰۰۸ به قتل رساندند
[ترجمه گوگل]شایعات راشل جکسون را قبل از اینکه شوهر را ترک کنند، به قتل رساندند، همانطور که آنها پیشنهاد انتخابات ریاست جمهوری 1824 خود را کشته اند
[ترجمه شما] ...

معنی کلمه Hubby به انگلیسی

hubby
• husband (informal)
• a woman can refer to her husband as her hubby; an informal word.

Hubby را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Hizan
شوهر
Dark Light
HUBBY : شوهر
HOBBY : فعالیت سرگرم کننده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی hubby

کلمه : hubby
املای فارسی : هوببی
اشتباه تایپی : اعذذغ
عکس hubby : در گوگل

آیا معنی Hubby مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )