برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1537 100 1
شبکه مترجمین ایران

Hospitable

/ˈhɑːˈspɪtəbl̩/ /hɒˈspɪtəbl̩/

معنی: مهمان نواز، مهمان نوازانه، غریب نواز
معانی دیگر: مهماندوست، بیگانه نواز، (پرگیر) مساعد، مطلوب، پذیرا، خوشایند

بررسی کلمه Hospitable

صفت ( adjective )
مشتقات: hospitably (adv.), hospitableness (n.)
(1) تعریف: friendly, warm, and generous, esp. in welcoming, feeding, and lodging guests.
متضاد: inhospitable

- They were a poor but hospitable people, always ready to share their food when hungry travelers passed through the village.
[ترجمه ترگمان] آنان مردمی فقیر ولی مهمان‌نواز بودند، همیشه آماده بودند که هنگام عبور مسافران گرسنه از دهکده عبور کنند
[ترجمه گوگل] آنها یک مرد فقیر، اما مهمان نواز بودند، همیشه آماده برای به اشتراک گذاشتن غذا خود را هنگامی که مسافران گرسنه عبور از روستا
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: open and receptive (usu. fol. by to).

- The elders in the community were not hospitable to new ideas.
[ترجمه ترگمان] بزرگان جامعه پذیرای ایده‌های جدید نبودند
[ترجمه گوگل] بزرگان جامعه به ایده های جدید خوش آمدید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: pleasant, healthful, or otherwise agreeable or advantageous.
متضاد: inhospitable

- After they retired, they decided to move to ...

واژه Hospitable در جمله های نمونه

1. a hospitable climate
آب و هوای خوشایند

2. a kind, hospitable nun who even nursed nonchristians
راهبه‌ی مهربان و مهمان نوازی که از اشخاص غیر مسیحی هم پرستاری می‌کرد

3. kashan's farmers are hospitable
روستائیان کاشان مهمان نوازند.

4. a soil that is particularly hospitable to flowers
خاکی که علی‌الخصوص پذیرای انواع گل‌ها است

5. on the whole, persians are hospitable
به‌طور کلی ایرانی‌ها مهمان‌نوازند.

6. freedom of expression provides an atmosphere more hospitable to growth
آزادی بیان محیطی را ایجاد می‌کند که برای رشد مساعدتر است.

7. The villagers were very hospitable to/towards anyone who passed through.
[ترجمه ترگمان]روستاییان خیلی مهمان‌نواز بودند و به هر کسی که از آن عبور می‌کرد، توجه می‌کرد
[ترجمه گوگل]روستاییان بسیار دوست داشتنی بودند تا به هر کسی که گذشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Her neighbours spoke of her as kindly and hospitable.
[ترجمه ترگمان]همسایگان با او به مهربانی و مهمان‌نوازی صحبت می‌کردند
[ترجمه گوگل]همسایگان او را به عنوان مهربان و مهمان نواز خواند ...

مترادف Hospitable

مهمان نواز (صفت)
hospitable
مهمان نوازانه (صفت)
hospitable
غریب نواز (صفت)
hospitable

معنی کلمه Hospitable به انگلیسی

hospitable
• warm and welcoming to guests and strangers
• if you are hospitable, you are friendly and welcoming towards guests or strangers.

Hospitable را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ارین
مردم دوست
Asra
مهمان نواز
سلین
Friendly مهمان دوست مترادف
Armita
Giving a kind welcome to a guest
Yazd
: It mostly means
"freindly manner"
But it can be in the meaning of
"comfortable or propare"

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی hospitable

کلمه : hospitable
املای فارسی : هسپیتبل
اشتباه تایپی : اخسحهفشذمث
عکس hospitable : در گوگل

آیا معنی Hospitable مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )