برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1468 100 1

Hop

/ˈhɑːp/ /hɒp/

معنی: ابجو، طفره، افیون، رازک، روی یک پا جستن، رازک بار اوردن، جست وخیز کوچک کردن، لنگان لنگان راه رفتن، پرواز دادن، پلکیدن، لی لی کردن، رقصیدن، خمیدن
معانی دیگر: روی یک پا راه رفتن یا جستن، (مثل قورباغه یا پرنده) ورجه وورجه کردن، با جهش حرکت کردن، (عامیانه - با : over یا up یا down) جهیدن، خیزیدن، (از روی چیزی) پریدن، (به سرعت) رفتن، ورجستن، (امریکا) سوار شدن، (عامیانه) پرواز کوتاه کردن (با هواپیما)، پرواز کوتاه، (انگلیس - معمولا با : it) دور شدن، عزیمت کردن، (عامیانه) رقص، ورجه وورجه، جهش، پرش، خیزش، (گوی و توپ) جهمندی، ورجهش، (گیاه شناسی) رازک (humulus lupulus از خانواده ی hemp)، (با: s) میوه ی رازک (که در آبجو سازی و داروسازی کاربرد دارد)، (خودمانی) ماده ی مخدر (به ویژه تریاک)، رازک زدن به، دارای طعم رازک کردن، درجمع میوه رازک رازک زدن به، درجمع ابجو

بررسی کلمه Hop

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: hops, hopping, hopped
(1) تعریف: to make a short, springy leap or series of leaps.
مترادف: bound, leap
مشابه: frisk, jump, skip, spring

(2) تعریف: to jump or skip on one foot only.
مشابه: jump, skip

(3) تعریف: (informal) to make a short or quick trip, esp. by airplane.
مشابه: jaunt, run, travel
فعل گذرا ( transitive verb )
(1) تعریف: to jump or leap over with a quick, springy motion.
مترادف: jump, leap
مشابه: clear, vault

- He hopped the barricade.
[ترجمه ترگمان] از سنگر بیرون جست
[ترجمه گوگل] او مانع مانع شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: (informal) to get onto or into (a vehicle); jump aboard.
مترادف: board, catch
مشابه: embark, jump

- She hopped a plane to Chicago.
[ترجمه ترگمان] اون سوار یه هواپیما به شیکاگو شد
[ترجمه گوگل] او یک هواپیما را به شیکاگو برد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را ...

واژه Hop در جمله های نمونه

1. hop on (or all over)
(خودمانی) سرزنش کردن،گوشمالی دادن

2. hop to it
آغاز به کار کردن

3. hop up
1- تخدیر کردن،(با مواد مخدر) تحریک کردن 2- (موتور اتومبیل و غیره را) پرقدرت‌تر کردن،قوی‌تر کردن

4. let's hop down to the city for a day
بیا یک‌روزه سفر کوتاهی به شهر بکنیم.

5. the london-paris hop took thirty minutes
پرواز لندن - پاریس سی دقیقه طول کشید.

6. their airlines hop all over california
هواپیماهای آنها در سرتاسر کالیفرنیا پرواز می‌کند.

7. on the hop
(انگلیس) در حال ارتکاب،غافلگیر،ناآماده

8. i am going to the hop tonight
امشب به (مجلس) رقص خواهم رفت.

9. no, thanks. i have to hop it!
نه،متشکرم. باید بروم‌!

10. lots of work to be done, you'd better hop to it!
کار خیلی زیاد است،بهتر است جم بخوری‌!

11. the police could never catch him on the hop
پلیس هرگز نتوانست او را در حین ارتکاب به جرم دستگیر کند.

12. I want to hop the Atlantic by a hot-air balloon.
[ترجمه ترگمان]من می خوام با یه بالون خفن بپرم تو اقیانوس
...

مترادف Hop

ابجو (اسم)
ale , beer , gill , porter , hop
طفره (اسم)
hop , evasion , equivocation , jink , avoidance , elusion , subterfuge , runaround , jump , leap , gambol , gambado , put-off
افیون (اسم)
fix , hop , opium
رازک (اسم)
hop
روی یک پا جستن (فعل)
hop , hop along
رازک بار اوردن (فعل)
hop
جست وخیز کوچک کردن (فعل)
hop
لنگان لنگان راه رفتن (فعل)
hop
پرواز دادن (فعل)
hop , fly
پلکیدن (فعل)
hover , hop , hang around , scratch along
لی لی کردن (فعل)
hop , hip , skip , spring
رقصیدن (فعل)
hop , lope , ball , dance , caper , hoof , tumble
خمیدن (فعل)
decline , halt , cripple , bow , lean , hop , bend , limp , hobble , stoop

معنی عبارات مرتبط با Hop به فارسی

پسوند : جهنده، سیار، - عوض کن
(گیاه شناسی) شبدر رازکی (trifolium agrarium - بومی شمال خاوری ایالات متحده)
(گیاه شناسی) غان رازکی (انواع گیاهان جنس ostrya از خانواده ی birch - بومی امریکای شمالی)
آدم ریزه اندام، کوتوله، گورزاد
(خودمانی) سرزنش کردن، گوشمالی دادن
آغاز به کار کردن
1- تخدیر کردن، (با مواد مخدر) تحریک کردن 2- (موتور اتومبیل و غیره را) پرقدرت تر کردن، قوی تر کردن
ورجه ورجه کنان
(عامیانه - به ویژه در سال های 1950) مجلس رقص خودمانی (که در آن بدون کفش می رقصیدند)
(در رستوران و کاباره و غیره) میز خود را رها کردن و به میز دیگران سر زدن، از این میز به آن میز رفتن

معنی Hop در دیکشنری تخصصی

hop
[برق و الکترونیک] جهش بازتاب یک موج رادیویی از یون سپهر به زمین در هنگام حرکت از نقطه ای به نقطه ی دیگر . این عبارت به صورتهای مختلف نظیر یک جهشی ، دو جهشی و چند جهشی بیان می شود . تعداد جهشها را درجه ی بازتاب می نامند.
[ریاضیات] جهش
[کامپیوتر] کانال رادیویی ریز موج میان آنتن بشقابی که متوجه یکدیگر هستند .
[برق و الکترونیک] تک جهشی
[برق و الکترونیک] تک جهش برد موج رادیویی که با زاویه کوچکی نسبت به افق تابش می شود و یونوسفر را تنها به مقدار کوچکی پیش از بازتابیدن به سطح زمین نفوذ می کند. حداکثر بردی که می توان ارسال تک جهش به آن رسید حدود 2400Km (1500mi)برای ارسال لایه E است وهنگامی به دست می آید که موج رادیویی به صورت افقی تابش می شود .

معنی کلمه Hop به انگلیسی

hop
• small jump, short leap; (internet) one of many nodes in a computer network through which a message in transferred on its way from one point to another; twining vine related to the mulberry with cone-shaped flowers that are used when dried in the beer-brewing process to give the beer a bitter taste
• make short jumps, leap small distances
• if you hop, you move along by jumping on one foot. verb here but can also be used as a count noun. e.g. they began jumping up and down together in short hops.
• when birds and some small animals hop, they move in small jumps using both feet together. verb here but can also be used as a count noun. e.g. ...a bird so heavy that it could make only short, low hops through the brush.
• if you hop somewhere, you move there quickly or suddenly; an informal use.
• hops are flowers that are dried and used for making beer.
hop field
• field or garden for growing hops
hop garden
• field or garden for growing hops
hop step and jump
• short distance
hop the perch
• die, pass away (slang)
bar hop
• go to a number of pubs one after the other in one evening (by way of entertainment)
channel hop
• (slang) channel surf, change television channels quickly and repeatedly using a remote control looking for something interesting to watch
day hop
• day pupil, pupil who attends a boarding school but is not a boarder and commutes every day back and forth between home and the boarding school
hip hop
• wide category of music developed by african americans living in urban areas (includes rap, dancehall, and others)
...

Hop را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

maryam
یه لنگه پا پریدن
علی
لی لی و یک پارفتن
💕fatemeh💕
پریدن
Mary
To move by jumping one foot
💖kaniyan💖
لی لی رفتن
Ataie
لی لی رفتن
meraj
پریدن=jump
🔮✴Sadaf✴🔮
لی لی کردن یا پریدن
Sadaf
همونطور که صدف جون یعنی هم اسمم گفت
لی لی کردن یا پریدن
Jump
shiva_sisi‌
to move by jumping on one foot
به تو چه
پریدن
H.R
Jump یا پریدن روی یک پا
mahdis
پریدن
محمد حسین کریمی
لی لی کردن....روی یک پا پریدن....لنگیدن....
پریدن
Dr.soheil
Jump
مبینا
کاربران گرامی!لطفا وقتی می خواید اسم خودتون رو بنویسید حرف بد یا بی ادبی ننویسید!لفطن.
معنی این کلمه در کتاب کانون زبان می شه jump یعنی پریدن
sahar
jamp یعنی پریدن یا بازی لی لی
Fatemeh 💞❤
پریدن jump لی لی کردن
Fatemeh 💞❤
پریدن
sawmiin
پریدن"-"
Hosna
= jump پریدن
😇😙
در کتاب ( کانون زبان ایران ) می شود jump یا همان پریدن روی پا
Melina
به معنی( پریدن) است
Miss .dina
لی لی کردن Jump on a foot
TOM
تک پا
H.N
It's like wine
آب جو . مشروب
محمود
قدم ، در شبکه یعنی تعداد قدم ه از نود اول شبکه تا مقصد یا به معنی تعداد جهش

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی hop
کلمه : hop
املای فارسی : هاپ
اشتباه تایپی : اخح
عکس hop : در گوگل

آیا معنی Hop مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )
شبکه مترجمین ایران