برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1358 100 1

Headshot

واژه Headshot در جمله های نمونه

1. Though each portrait was essentially a straight forward head-shot, we are given far more to muse over than a strange face.
[ترجمه ترگمان]اگرچه هر پرتره اساسا یک عکس مستقیم رو به جلو است، اما ما بیشتر به آن توجه می‌کنیم تا یک چهره عجیب
[ترجمه گوگل]اگر چه هر یک از پرتره عمدتا یک ضربه مستقیم بود، ما بیش از حد به بیش از یک چهره عجیب و غریب داده می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. I'm not a big fan of the close-up headshot of Brad Pitt (almost ala Apatow), but I love the concept.
[ترجمه ترگمان]من یکی از طرفداران پروپا قرص \"براد پیت\" (almost ala)نیستم، اما من این مفهوم را دوست دارم
[ترجمه گوگل]من یک طرفدار بزرگ از سرنوشت نزدیک براد پیت (تقریبا ala Apatow) نیستم، اما من این مفهوم را دوست دارم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. To one shot headshot buttoned proud light each other's bullets did not die ashamed.
[ترجمه ترگمان]یکی از عکس‌های درست و حسابی که به نظر می‌رسید از سقف بالا امده بود و تیر دو گلوله دیگر از آن شرمنده نبود
[ترجمه گوگل]یک گلوله گلوله ای با یک ضربه شلاق زدگی گلوله های گلوله های دیگر خجالت نمی کشید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
...

معنی کلمه Headshot به انگلیسی

headshot
• picture of a head; gunshot directed to the head of a person or animal; try to hit the soccer ball into the net using the head, attempt to score by hitting the ball with the head

Headshot را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی اکبر منصوری
1-عکس گرفته شده از صورت (مثلا عکس 3در 4) 2- گلوله نشانه رفته به سمت سر(شلیک به سر)
ماندانا مظاهری
عکس سر

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی Headshot مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )