برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1651 100 1
شبکه مترجمین ایران

Harp

/ˈhɑːrp/ /hɑːp/

معنی: سرند، غربال، الک، چنگ، بصدا در اوردن، چنگ زدن، ترغیب کردن
معانی دیگر: (با: on یا upon) روی چیزی پیله کردن، (مصرا) درباره ی چیزی حرف زدن، (موسیقی) چنگ، هارپ، هر چیز به شکل چنگ، ابزار یا ساز چنگ مانند، (خودمانی) سازدهنی، (نجوم) رجوع شود به: lyra، (موسیقی) چنگ نواختن، چنگ الت موسیقی

بررسی کلمه Harp

اسم ( noun )
(1) تعریف: a large musical instrument that consists of an upright triangular frame fitted with forty-six strings of graduated lengths, played by plucking with the fingers.

(2) تعریف: something with a similar triangular shape.

(3) تعریف: (informal) a harmonica.
فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: harps, harping, harped
• : تعریف: to play a harp.
فعل گذرا ( transitive verb )
مشتقات: harper (n.)
• : تعریف: to talk or write about repeatedly and tiresomely (fol. by on or upon).

- He was always harping on his lack of money.
[ترجمه ترگمان] همیشه به خاطر کمبود پول پافشاری می‌کرد
[ترجمه گوگل] او همیشه با کمبود پول مواجه بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه Harp در جمله های نمونه

1. She began to harp us to drink after dinner.
[ترجمه Elham] او شروع به اصرار به ما برای نوشیدن بعد از شام کرد
|
[ترجمه ترگمان]بعد از شام شروع به نواختن کرد
[ترجمه گوگل]او شروع کرد به خوردن ما بعد از شام
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He played an Irish melody on the harp.
[ترجمه Bb] او یک اهنگ ایرلندی را با چنگ نواخت
|
[ترجمه Milad] او یک ملودی ایرلندی را با چنگ نواخت.|
[ترجمه ترگمان]او یک ملودی ایرلندی را با چنگ نواخت
[ترجمه گوگل]او یک ملودی ایرلندی را روی هارپ انجام داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف Harp

سرند (اسم)
brattle , chaffer , screen , bolt , riddle , bolter , harp
غربال (اسم)
chaffer , screen , riddle , bolter , sieve , harp , cribble , ethmoid bone
الک (اسم)
bolter , sieve , harp , sifter , scalp
چنگ (اسم)
paw , grapnel , gripe , harp , claw , clutch , grip , lyre , nail , grapple , pad , trombone
بصدا در اوردن (فعل)
sound , pluck , harp
چنگ زدن (فعل)
grab , clapperclaw , grasp , catch , harp , claw , clutch
ترغیب کردن (فعل)
encourage , cheer , influence , put , harp , persuade

معنی عبارات مرتبط با Harp به فارسی

(جانور شناسی) سیل قطبی (pagophilus groenlandicus که کوچگر است)
(موسیقی) چنگ بادی، الت موسیقی بادی شبیه بجعبه
رجوع شود به: jaw's harp) jew's-harp هم می گویند)، رجوع شود به: jaws harp) jews-harp هم می گویند)
(مو.) چنگ دهن گیر، سازی که با دندان نگاه میدارند و با انگشت میزنند، زنبورک مو، چنگ دهن گیر
(آلت موسیقی که با دندان نگاه می دارند و با انگشت می زنند) چنگ دهانگیر، زنبورک

معنی کلمه Harp به انگلیسی

harp
• large stringed instrument with an upright triangular frame which is played by plucking the strings with the fingers
• play on a harp; dwell tediously on a subject
• a harp is a large musical instrument consisting of a triangular frame with vertical strings which you pluck with your fingers.
• if you harp on about something, you keep talking about it; an informal expression, used showing disapproval.
harp on the same string
• dwell tediously on the same subject, repeat oneself
harp on the same subject
• dwell tediously on the same issue, repeat oneself
aeolian harp
• stringed box-shaped musical instrument sounding when wind passes through it, wind harp
jew's harp
• musical instrument comprised of a metal frame which is held between the teeth and a metal tongue that makes a twanging sound when plucked
the burmese harp
• popular japanese film

Harp را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

رضا
ساز چنگ. یه نوع ساز خیلی خاص و قدیمیه
sara
یک نوع ساز چنگ
Hasti
ساز چنگ
lind
ساز بسیار قدیمی
MAHDI
ساز چنگ
Miss.Raya
به معنی ساز چنگ هست . یعنی سازی که با چنگ زده میشه
اگه میخواهید مرا دنبال کنید روی اسم بفش رنگ ِ Miss.Raya کلیک کنین .
زحمت لایک هم بکشین
با تشکر
AmirAli
a pair of round metal plastic that make a loud ringing sound
^^Mina^^
A large musical instrument with many strings from top to bottom
Javad
ساز
باحاله
Rehii (:
سنتور چوبی
?????
یک نوع ساز قدیمی به نام چنگ
اسمم هم یک رازه به هیچ کی نمیگم
حالا لایک بده👍
ghazal
A large musical instrument with many strings from top to bottom
..
خانم رویا خواهشمندم اینقدر چرت نگو آخه کی تورو می خواد دنبال کنه که هیچ راجب کلمه نمی گی اصن دنبال کننده می خوای چه کار برو به کارت برس
behnam x.max
یک نوع ساز بزرگ و قدیمی و ساز چنگ است
Fatiw!
رایا ن رویآ!اقای دونقطه!
مهران
ساز چنگ
Romina_ayta56
یک ســاز قدیمی به نام چــنـگ
| :
چنگ یا هارپ یک سازه ی باستانی در ایران
ریحانه ساقرجان
A large musical معنی این کلمه ساز چنگ است و با دست هم این کار را انجام می دهند
Sara
چنگ
Yit
ساز چنگ دستی
فاطیما ابراهیمی
(nown)
large musical instrument with many strings from top to botto
ساز چنگ،از همونا که تو داستان لوبیا سحر امیز بود و جک اونو دزدید😆
کانون زبان ایران
مهراسا
سازی است که با دست یا چنگ انسان زده می شود.
در کانون زبان ایران(ILI ) به معنی اسم آمده(NOUN) و تعریف به انگلیسیش می شه:

large musical instrument with many strings from top to botto

فارسی:

ساز بزرگ موسیقی با سیم های زیادی از بالا تا بوتو

سپاس
شیدا منفرد
An instrument with the thin ropes with diffrent sounds
Thanks
Kanoon zaban🙏❤
عن
• (1) تعریف: a large musical instrument that consists of an upright triangular frame fitted with forty-six strings of graduated lengths, played by plucking with the fingers.
• (2) تعریف: something with a similar triangular shape.
• (3) تعریف: (informal) a harmonica.
فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: harps, harping, harped
• : تعریف: to play a harp.
فعل گذرا ( transitive verb )
مشتقات: harper (n.)
• : تعریف: to talk or write about repeatedly and tiresomely (fol. by on or upon).
- He was always harping on his lack of money.
[ترجمه ترگمان] همیشه به خاطر کمبود پول پافشاری می کرد
[ترجمه گوگل] او همیشه با کمبود پول مواجه بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید


جمله های نمونه
1. She began to harp us to drink after dinner.
[ترجمه Elham] او شروع به اصرار به ما برای نوشیدن بعد از شام کرد14|22
[ترجمه ترگمان]بعد از شام شروع به نواختن کرد
[ترجمه گوگل]او شروع کرد به خوردن ما بعد از شام
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
2. He played an Irish melody on the harp.
[ترجمه Bb] او یک اهنگ ایرلندی را با چنگ نواخت21|7
[ترجمه Milad] او یک ملودی ایرلندی را با چنگ نواخت.7|4
[ترجمه ترگمان]او یک ملودی ایرلندی را با چنگ نواخت
[ترجمه گوگل]او یک ملودی ایرلندی را روی هارپ انجام داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...بیشتر
مترادف
سرند (اسم)
brattle, chaffer, screen, bolt, riddle, bolter, harp
غربال (اسم)
chaffer, screen, riddle, bolter, sieve, harp, cribble, ethmoid bone
الک (اسم)
bolter, sieve, harp, sifter, scalp
چنگ (اسم)
paw, grapnel, gripe, harp, claw, clutch, grip, lyre, nail, grapple, pad, trombone
بصدا در اوردن (فعل)
sound, pluck, harp
چنگ زدن (فعل)
grab, clapperclaw, grasp, catch, harp, claw, clutch
ترغیب کردن (فعل)
encourage, cheer, influence, put, harp, persuade
Yektanet: Stay Home
خرید سهام شرکت،انتقال تکنولوژی،سرمایه‌گذاری،استارت‌آپ


بستن تبلیغات
عبارات مشابه
harp seal
(جانور شناسی) سیل قطبی (pagophilus groenlandicus که کوچگر است)
aeolian harp
(موسیقی) چنگ بادی، الت موسیقی بادی شبیه بجعبه
jaw harp
رجوع شود به: jaw's harp) jew's-harp هم می گویند)، رجوع شود به: jaws harp) jews-harp هم می گویند)
jew's harp
(مو.) چنگ دهن گیر، سازی که با دندان نگاه میدارند و با انگشت میزنند، زنبورک مو، چنگ دهن گیر
jew's harp or jews' harp
(آلت موسیقی که با دندان نگاه می دارند و با انگشت می زنند) چنگ دهانگیر، زنبورک
انگلیسی به انگلیسی
harp
• large stringed instrument with an upright triangular frame which is played by plucking the strings with the fingers
• play on a harp; dwell tediously on a subject
• a harp is a large musical instrument consisting of a triangular frame with vertical strings which you pluck with your fingers.
• if you harp on about something, you keep talking about it; an informal expression, used showing disapproval.
harp on the same string
• dwell tediously on the same subject, repeat oneself
harp on the same subject
• dwell tediously on the same issue, repeat oneself
aeolian harp
• stringed box-shaped musical instrument sounding when wind passes through it, wind harp
jew's harp
• musical instrument comprised of a metal frame which is held between the teeth and a metal tongue that makes a twanging sound when plucked
the burmese harp
• popular japanese film

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی harp

کلمه : harp
املای فارسی : هارپ
اشتباه تایپی : اشقح
عکس harp : در گوگل

آیا معنی Harp مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )