gushy


فوران گر، فورانی، احساساتی
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
حالات: gushier, gushiest
مشتقات: gushily (adv.), gushiness (n.)
• : تعریف: characterized by or inclined toward excessive emotional or sentimental display in communication or behavior.
متضاد: restrained
مشابه: mushy

- Trying to be romantic, he overwhelmed her with gushy speeches.
[ترجمه ترگمان] سعی می کرد رمانتیک باشد، او را با سخنرانی های احساساتی درهم شکست
[ترجمه گوگل] سعی می کند عاشقانه باشد، او با سخنان خنده دار او را غرق کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- She wrote him a long, gushy love letter.
[ترجمه ترگمان] نامه طولانی و عاشقانه را برای او نوشت
[ترجمه گوگل] او نامه ای عاشقانه طولانی و دلپذیر نوشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The gushy tour guide obviously loved her job.
[ترجمه ترگمان] راهنمای تور gushy به طور آشکار شغلش را دوست دارد
[ترجمه گوگل] راهنمای تور گشت و گذار به وضوح شغل او را دوست داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. You might have thoughts of gushy animals on the plates with their eyes still looking at you.
[ترجمه ترگمان]ممکن است در حالی که هنوز به تو نگاه می کنند، فکر حیوانات را احساساتی کنی
[ترجمه گوگل]شما ممکن است افکار حیوانات خشخاش را در صفحات با چشم خود هنوز به شما نگاه کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. (See Sorrel's gushy review of Reeder for a closer look. ) Yes, it even makes reading news for work more fun.
[ترجمه ترگمان](برای یک نگاه نزدیک تر به sorrel gushy مراجعه کنید)بله، حتی خواندن اخبار را برای سرگرمی جالب تر می کند
[ترجمه گوگل](به بررسی دقیق Sorrel از Reeder برای نگاه دقیق نگاه کنید ) بله، حتی خواندن اخبار را برای کار بیشتر سرگرم کننده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. They need to be praised, although they are usually uncomfortable with "gushy" praise.
[ترجمه ترگمان]آن ها باید مورد ستایش قرار گیرند، اگرچه معمولا از تعریف \"gushy\" ناراحت هستند
[ترجمه گوگل]آنها باید مورد تحسین قرار گیرند، هرچند که اغلب با غرور 'خندهدار' ناراحت هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. In our survey, the guys were nearly as gushy as the women -- and in some areas, gushed even more.
[ترجمه ترگمان]در این نظرسنجی، افراد تقریبا به اندازه زنان gushy بودند - - و در برخی مناطق، حتی بیشتر هم فوران کردند
[ترجمه گوگل]در نظرسنجی ما، بچه ها تقریبا به اندازه زنان بسیار شبیه به هم بودند و در برخی از مناطق حتی بیشتر از این نیز شنیده می شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. It is not fair to expect you to be gushy simply because he is.
[ترجمه ترگمان]انصاف نیست که انتظار داشته باشی تو فقط به این خاطر که هست باشی
[ترجمه گوگل]این عادلانه نیست که شما انتظار داشته باشید فقط به این دلیل باشد که او هستید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Is tiny to hike the divine week didn't notice the old eyes after the gentleman gushy of that several silks are foul air.
[ترجمه ترگمان]برای پیاده روی در هفته الهی خیلی کوچک است که چشمان قدیمی بعد از آن مرد، در حالی که در این چند تن ابریشم هوا کثیف است، به چشمان پیر توجه نکرده است
[ترجمه گوگل]آیا کوچک است به پیاده روی هفته الهی چشم های قدیمی را متوجه پس از جشن نجیب زاده که از چندین ابریشم، هوا ناپاک است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. But let's save the wrong stuff till the end; the upfront message is more than90 minutes of gushy joy, of old-time movie pleasures.
[ترجمه ترگمان]اما اجازه دهید تا پایان کار اشتباه را حفظ کنیم؛ پیام اول بیش از than۹۰ دقیقه شادی gushy، از تفریحات قدیمی فیلم است
[ترجمه گوگل]اما بیایید چیزهای اشتباه را تا انتها نجات دهیم؛ پیام پیشگام بیشتر از 90 دقیقه از لذت جسمی، لذت های فیلم قدیمی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. On the pitch when I cried out, when I in the KTV gushy eulogize, when I in different places interview different star. . . bin all at silently sit in front of the computer, watching, smiling.
[ترجمه ترگمان]در زمین، وقتی گریه کردم، وقتی که در مکان های مختلف با ستاره های مختلف مصاحبه کردم … همه در سکوت در مقابل کامپیوتر نشسته بودند و تماشا می کردند و لبخند می زدند
[ترجمه گوگل]در زمین وقتی که من گریه کردم، وقتی که من در KTV جیغ می کشم، زمانی که من در مکان های مختلف مصاحبه ستاره های مختلف بن همه در سکوت نشسته در مقابل کامپیوتر، تماشای، لبخند زدن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Is tiny to walk the divine week didn't notice the old eyes after the gentleman gushy of that several silks are foul atmosphere.
[ترجمه ترگمان]برای قدم زدن در این هفته آسمانی خیلی کوچک است، به چشمان قدیمی بعد از این آقا که در این چند تن ابریشم اتمسفر متعفن است، توجه نکرده است
[ترجمه گوگل]آیا کوچک است برای پیاده روی هفته الهی چشم های قدیمی را متوجه نشدم پس از جشن نجیب زاده که از چندین ابریشم فضای ناپایدار است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Then she boiled, bleached, and dried the bones, drilling out the marrow to remove, as she described it, "the gushy parts. " A coat of urethane sealed them shut.
[ترجمه ترگمان]سپس او boiled را به جوش آورد و استخوان ها را خشک کرد، تا مغز استخوان را پاک کرد تا آن را پاک کند، همان طور که توصیف می کرد، \"قسمت های gushy\" یک کت urethane آن ها را بسته بود
[ترجمه گوگل]سپس او پخته، سفید شده و استخوان ها را خشک کرد، حفره مغز استخوان را برای حذف، به عنوان او آن را شرح 'قطعات gushy 'یک کت از اوریتان مهر و موم شده آنها را بسته
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Monday and Tuesday are romantic, but not in a gushy way. They're romantic in a way that involves playing games and laughing hysterically.
[ترجمه ترگمان]دوشنبه و سه شنبه رمانتیک هستند، اما نه به روش gushy آن ها به شیوه ای شاعرانه هستند که شامل بازی کردن و خنده هیستریک هستند
[ترجمه گوگل]دوشنبه و سه شنبه عاشقانه هستند، اما نه به شیوه ای خشن آنها به طریقی عاشقانه هستند که شامل بازی کردن بازی ها و خنده هری است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• flowing, streaming, pouring forth; sentimental, effusive

پیشنهاد کاربران

Excessively and objectionably Sentimental
Tear jerking
Sobby
Slushy
Soupy
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما