grow on sb

پیشنهاد کاربران

در کسی علاقه ایجاد کردن
جا باز کردن تو دل کسی
that new quiz show is growing on me
اون مسابقه تلویزیونی جدید داره در من علاقه ایجاد میکنه.
یا
اون مسابقه تلویزیونی جدید داره جا باز میکنه تو دل من.
به تدریج از چیزی خوش آمدن، کم کم به چیزی علاقه مند شدن.
These little nuts; they kinda grow on you
از کسی یا چیزی خوش آمدن
کم کم به چیزی علاقمند شدن
To grow on sb
ممکنه در نگاه اول از کسی یا چیزی خوشمون نیاد ولی کم کم به اون علاقه مند میشیم
He's growing on me : دارم بهش علاقه مند میشم
If sb or sth grows on you, you begin to like it/them more
شروع به علاقمند شدن به چیزی
به تدریج چیزی را دوست داشتن
I hated his music at first, but it grows on me.