در کسی علاقه ایجاد کردن
جا باز کردن تو دل کسی
that new quiz show is growing on me
اون مسابقه تلویزیونی جدید داره در من علاقه ایجاد میکنه.
یا
اون مسابقه تلویزیونی جدید داره جا باز میکنه تو دل من.
جا باز کردن تو دل کسی
اون مسابقه تلویزیونی جدید داره در من علاقه ایجاد میکنه.
یا
اون مسابقه تلویزیونی جدید داره جا باز میکنه تو دل من.
به تدریج از چیزی خوش آمدن، کم کم به چیزی علاقه مند شدن.
These little nuts; they kinda grow on you
از کسی یا چیزی خوش آمدن
کم کم به چیزی علاقمند شدن
ممکنه در نگاه اول از کسی یا چیزی خوشمون نیاد ولی کم کم به اون علاقه مند میشیم
He's growing on me : دارم بهش علاقه مند میشم
شروع به علاقمند شدن به چیزی
به تدریج چیزی را دوست داشتن
I hated his music at first, but it grows on me.