groupies

پیشنهاد کاربران

🔹 معادل فارسی
• طرفداران افراطی ( به ویژه موسیقی دانان )
• دنبال کنندگان هنرمندان
• در محاوره: فن های دوآتشه، هواداران دیوانه وار
- - -
## 🔹 تعریف ها
1. ** ( فرهنگی/موسیقی – اصلی ) :** طرفدارانی که با اشتیاق شدید گروه موسیقی یا هنرمند را دنبال می کنند، اغلب در کنسرت ها یا پشت صحنه.
...
[مشاهده متن کامل]

- *مثال:* The rock band was surrounded by groupies.
گروه راک توسط طرفداران افراطی احاطه شده بود.
2. ** ( محاوره ای – کاربردی ) :** کسی که بیش از حد شیفتهٔ یک فرد مشهور است و همه جا او را دنبال می کند.
- *مثال:* He had groupies waiting outside the studio.
او طرفداران افراطی داشت که بیرون استودیو منتظر بودند.
3. ** ( منفی/عامیانه – عمومی ) :** گاهی بار منفی دارد و به طرفدارانی اشاره می کند که بیش از حد وابسته یا غیرمنطقی رفتار می کنند.
- - -
## 🔹 مترادف ها
fans – followers – admirers – devotees – die - hard fans
- - -
## 🔹 مثال ها
• The singer’s groupies followed him from city to city.
طرفداران افراطی خواننده او را از شهری به شهر دیگر دنبال کردند.
• Groupies waited all night outside the concert hall.
طرفداران افراطی تمام شب بیرون سالن کنسرت منتظر ماندند.
• The actor laughed about having groupies at the premiere.
بازیگر درباره داشتن طرفداران افراطی در مراسم افتتاحیه خندید.