🔸 نکته:
تفاوت این عبارت با Ground in، Base on، و Found on:
Base on ( بر اساس چیزی بنا کردن ) عمومی ترین گزینه است و به هر نوع اتکا به یک منبع یا دلیل اشاره دارد.
Found on ( بر اساس چیزی بنیان نهادن ) رسمی تر است و معمولاً برای سازمان ها، نهادها، یا سیستم های کلان به کار می رود.
... [مشاهده متن کامل]
Ground in ( ریشه دار کردن در ) به فرایند ایجاد پایه ای عمیق و نهادینه شده اشاره دارد.
Ground on اما تأکیدی ترین و تحلیلی ترین گزینه است و بر اتکای کامل و ضروری یک موضوع به یک منبع یا دلیل خاص تأکید دارد و معمولاً در متونی که نیاز به اثبات و مستندسازی دارند، به کار می رود.
نکته ی گرامری:
این فعل عبارتی معمولاً به صورت مجهول ( is grounded on ) به کار می رود و مفعول آن معمولاً یک منبع، مدرک، یا اصل انتزاعی است.
تفاوت این عبارت با Ground in، Base on، و Found on:
Base on ( بر اساس چیزی بنا کردن ) عمومی ترین گزینه است و به هر نوع اتکا به یک منبع یا دلیل اشاره دارد.
Found on ( بر اساس چیزی بنیان نهادن ) رسمی تر است و معمولاً برای سازمان ها، نهادها، یا سیستم های کلان به کار می رود.
... [مشاهده متن کامل]
Ground in ( ریشه دار کردن در ) به فرایند ایجاد پایه ای عمیق و نهادینه شده اشاره دارد.
Ground on اما تأکیدی ترین و تحلیلی ترین گزینه است و بر اتکای کامل و ضروری یک موضوع به یک منبع یا دلیل خاص تأکید دارد و معمولاً در متونی که نیاز به اثبات و مستندسازی دارند، به کار می رود.
نکته ی گرامری:
این فعل عبارتی معمولاً به صورت مجهول ( is grounded on ) به کار می رود و مفعول آن معمولاً یک منبع، مدرک، یا اصل انتزاعی است.
🔸 معادل فارسی:
• بر اساس چیزی بنا شدن / استوار بودن بر
• پایه گذاری شدن بر مبنای ( دلیل، مدرک، یا اصل )
• متکی بودن به ( منبع یا شواهد )
🔸 مثال ها:
The theory is grounded on decades of empirical research.
... [مشاهده متن کامل]
این نظریه بر اساس دهه ها پژوهش تجربی استوار است.
His argument was grounded on false assumptions.
استدلال او بر پایه ی فرضیات نادرستی بنا شده بود.
The decision should be grounded on solid legal principles.
این تصمیم باید بر اساس اصول حقوقی محکمی گرفته شود.
Their economic policy is grounded on sustainable development goals.
سیاست اقتصادی آنها بر اساس اهداف توسعه ی پایدار استوار است.
• بر اساس چیزی بنا شدن / استوار بودن بر
• پایه گذاری شدن بر مبنای ( دلیل، مدرک، یا اصل )
• متکی بودن به ( منبع یا شواهد )
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
این نظریه بر اساس دهه ها پژوهش تجربی استوار است.
استدلال او بر پایه ی فرضیات نادرستی بنا شده بود.
این تصمیم باید بر اساس اصول حقوقی محکمی گرفته شود.
سیاست اقتصادی آنها بر اساس اهداف توسعه ی پایدار استوار است.
مبتنی بر
باتوجه به، براساس