🔸 معادل فارسی:
• ریشه دار کردن / نهادینه کردن
• بر اساس چیزی بنا کردن / استوار کردن
• ( در مورد دانش یا مهارت ) پایه ریزی محکم انجام دادن
🔸 مثال ها:
The training program is designed to ground new employees in the company's core values.
... [مشاهده متن کامل]
برنامه ی آموزشی برای نهادینه کردن ارزش های اصلی شرکت در کارکنان جدید طراحی شده است.
Students should be well grounded in mathematics before studying physics.
دانشجویان پیش از مطالعه ی فیزیک باید پایه ای محکم در ریاضیات داشته باشند.
Her argument is grounded in solid evidence.
استدلال او بر اساس شواهد محکمی استوار است.
The school grounds its teaching methods in the latest educational research.
مدرسه روش های تدریس خود را بر اساس جدیدترین تحقیقات آموزشی بنا کرده است.
• ریشه دار کردن / نهادینه کردن
• بر اساس چیزی بنا کردن / استوار کردن
• ( در مورد دانش یا مهارت ) پایه ریزی محکم انجام دادن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
برنامه ی آموزشی برای نهادینه کردن ارزش های اصلی شرکت در کارکنان جدید طراحی شده است.
دانشجویان پیش از مطالعه ی فیزیک باید پایه ای محکم در ریاضیات داشته باشند.
استدلال او بر اساس شواهد محکمی استوار است.
مدرسه روش های تدریس خود را بر اساس جدیدترین تحقیقات آموزشی بنا کرده است.
آموزش دادن
to teach someone the basic things they should
:know in order to be able to do something
Most seven - year - olds are grounded in the basics of reading and writing.
نهادینه شده
مبتنی بر
بر پایه ی
For example
Grounded in science - based method
بر پایه ی
عمیقا نفوذ کردن که پاک کردن ان ساده نباشد