grotesque absurdity

پیشنهاد کاربران

گْروتِسک اَبسِردِتی
🔸 معادل فارسی:
• پوچی فاحش و مضحک
• یاوه گویی به شدت مضحک
• پوچ بودنِ زننده و آشکار
• چیزی به شدت absurd و غیرقابل قبول
🔸 مثال ها:
Macron’s UN speech a ‘grotesque absurdity’, says Netanyahu.
...
[مشاهده متن کامل]

نتانیاهو سخنرانی مکرون در سازمان ملل را �بسیار پوچ و مضحک� خواند.
The claim was dismissed as a grotesque absurdity.
این ادعا به عنوان یک سخن کاملا پوچ و مضحک رد شد.
He described the accusation as a grotesque absurdity.
او این اتهام را سخنی به شدت پوچ و مضحک توصیف کرد.
The situation had reached a level of grotesque absurdity.
وضعیت به سطحی از پوچی و نامعقولی فاحش رسیده بود.