gross national product

/ɡroʊsˈnæʃənəlˈprɑːdəkt//ɡrəʊsˈnæʃnəlˈprɒdʌkt/

تولید ناخالص ملی (ارزش کل تولیدات و خدمات هر کشور)
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: the total market or monetary value of all the goods and services that a nation produces, usu. in one year.

جمله های نمونه

1. From 1977 to 1985 the United States gross national product grew 2percent.
[ترجمه ترگمان]از سال ۱۹۷۷ تا ۱۹۸۵، تولید ناخالص ملی آمریکا ۲ درصد رشد داشته است
[ترجمه گوگل]از 1977 تا 1985، تولید ناخالص ملی ایالات متحده 2 درصد افزایش یافت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Gross National Product is conventionally used to indicate economic development.
[ترجمه ترگمان]تولید ناخالص ملی به طور قراردادی برای نشان دادن توسعه اقتصادی مورد استفاده قرار می گیرد
[ترجمه گوگل]به طور معمول، تولید ناخالص داخلی برای نشان دادن توسعه اقتصادی استفاده می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The president said that the gross national product had declined by a big margin.
[ترجمه ترگمان]رئیس جمهور گفت که تولید ناخالص ملی با حاشیه بزرگ کاهش یافته است
[ترجمه گوگل]رئیس جمهور گفت که تولید ناخالص ملی با یک حاشیه بزرگ کاهش یافته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The country had the largest gross national product of any nation.
[ترجمه ترگمان]این کشور بیش ترین تولید ناخالص ملی هر کشوری را داشت
[ترجمه گوگل]این کشور بزرگترین تولید ناخالص ملی هر کشوری بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. In this way we can enhance our gross national product for the benefit of all.
[ترجمه ترگمان]بدین طریق ما می توانیم محصول ملی ناخالص خود را به نفع همه افزایش دهیم
[ترجمه گوگل]به این ترتیب ما می توانیم محصول ناخالص ملی ما را به نفع همه، افزایش دهیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Affluence is measured by the per capita gross national product.
[ترجمه ترگمان]Affluence با سرانه تولید ناخالص ملی محاسبه می شود
[ترجمه گوگل]ثروت با تولید ناخالص ملی سرانه اندازه گیری می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. A greater gross national product meant that local authorities could be more generous towards the poor.
[ترجمه ترگمان]یک محصول ملی بزرگ به این معنا بود که مقامات محلی می توانند نسبت به فقرا سخاوتمند باشند
[ترجمه گوگل]یک محصول ناخالص ملی بیشتر به این معنا بود که مقامات محلی می توانند نسبت به فقرا سخاوتمندانه تر باشند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Britain's gross national product weighs in at around £250 billion; that is, P£6250.
[ترجمه ترگمان]تولید ناخالص ملی بریتانیا حدود ۲۵۰ میلیارد پوند است؛ یعنی P پوند
[ترجمه گوگل]تولید ناخالص ملی بریتانیا در حدود 250 میلیارد پوند وزن دارد؛ یعنی P £ 6250
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Gross national product fell 8 percent in January-February 1991 compared with the same period in 1990.
[ترجمه ترگمان]تولید ناخالص ملی در ژانویه تا فوریه ۱۹۹۱ در مقایسه با دوره مشابه سال ۱۹۹۰ به ۸ درصد کاهش یافت
[ترجمه گوگل]در ماه ژانویه و فوریه سال 1991، تولید ناخالص ملی در مقایسه با دوره مشابه سال 1990، 8 درصد کاهش یافت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Authors make a study on transportations contribution to gross national product growth and employment personnel growth.
[ترجمه ترگمان]نویسندگان مطالعه ای بر روی سهم transportations در رشد تولید ناخالص ملی و رشد پرسنل اشتغال انجام می دهند
[ترجمه گوگل]نویسندگان مطالعه در مورد سهم حمل و نقل در رشد تولید ناخالص ملی و رشد کارکنان استخدام می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The Gross National Product were seen as a hadgepodge of Buicks, chickens, shirts, and diaper services.
[ترجمه ترگمان]تولید ناخالص ملی به عنوان a، مرغ، پیراهن، و خدمات پوشک به چشم می خورد
[ترجمه گوگل]محصولات ناخالص ملی به عنوان یک جادوگر از جوجه ها، جوجه ها، پیراهن ها و خدمات پوشک دیده شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. China will have quadrupled its gross national product and reached a level of comparative prosperity.
[ترجمه ترگمان]چین، محصول ملی ناخالص ملی خود را چهار برابر خواهد کرد و به سطحی از رونق نسبی رسید
[ترجمه گوگل]چین تولید ناخالص ملی خود را چهار برابر کرده و به سطح رفاه تطبیقی ​​رسیده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. That is more than the gross national product of Greenland.
[ترجمه ترگمان]این بیشتر از تولید ناخالص ملی (گرینلند)است
[ترجمه گوگل]این بیشتر از محصول ناخالص ملی گرینلند است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. The growth rate of GNP ( gross national product ) per capita for China will be quadrupled by 2000.
[ترجمه ترگمان]نرخ رشد سرانه تولید ناخالص ملی (ناخالص ملی)برای چین تا سال ۲۰۰۰ برابر خواهد بود
[ترجمه گوگل]نرخ رشد تولید ناخالص ملی (تولید ناخالص ملی) در سرتاسر چین برای سال 2000 به 4 برابر خواهد رسید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. GNP stands for gross national product.
[ترجمه ترگمان]تولید ناخالص ملی تولید ناخالص ملی است
[ترجمه گوگل]GNP مخفف محصول ناخالص ملی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

تخصصی

[ریاضیات] محصول ناخالص ملی، تولید ناخالص ملی
[صنعت] تولید ناخالص ملی - ارزش بازارای کلیه کالاها و خدمات نهایی تولید شده در یک دوره زمانی معین (یک سال).
[حسابداری] تولید ناخالص ملی

به انگلیسی

• monetary value of all of a nation's services and goods produced in a given period of time
in economics, the gross national product is the total value of all the goods produced and services provided by a country in one year.

پیشنهاد کاربران

gross national product ( اقتصاد )
واژه مصوب: تولید ناخالص ملی
تعریف: کل ارزش بازاری کالاها و خدمات نهایی تولیدشده توسط شهروندان یک کشور در یک بازۀ زمانی معین، معمولاً یک سال
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما