grinder

/ˈɡraɪndər//ˈɡraɪndə/

معنی: لله، خرد کننده، تیز کن، دندان اسیا
معانی دیگر: آدمی که دسته ای را می چرخاند و یا چاقو تیز می کند، تیزگر، دستگاه خرد کنی یا آردسازی، (در چاقو تیز کنی) چرخ سنباده، سنگ تیزگر، فسان، دندان اسیاب، سنگ رویی اسیاب
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: a person or machine that grinds.

(2) تعریف: one that sharpens tools.

(3) تعریف: a tooth at the back of the mouth; molar.

جمله های نمونه

1. The chef used an electric grinder in the kitchen.
[ترجمه زهرا حیدری] سرآشپز از آسیاب برقی در آشپزخانه استفاده کرد
|
[ترجمه ترگمان]آشپز از یک آسیاب برقی در آشپزخانه استفاده کرد
[ترجمه گوگل]سرآشپز یک آشپزخانه الکتریکی را در آشپزخانه استفاده می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The grinder was powered by a windmill.
[ترجمه ترگمان]آسیاب بادی از آسیاب بادی برق می زد
[ترجمه گوگل]میلز توسط یک آسیاب بادی طراحی شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. We've got a juicer, a blender, a coffee grinder - in fact all manner of kitchen gadgetry.
[ترجمه ترگمان]ما یک juicer، یک مخلوط کن و یک قهوه coffee در حقیقت آشپزخانه داریم
[ترجمه گوگل]ما آبمیوه گیری، مخلوط کن، قهوه جوش - در واقع همه نوع وسایل آشپزخانه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Do not hold the grinder back to front, and never remove the guard.
[ترجمه ترگمان]چرخ را به جلو نگاه نکنید و هیچ وقت نگهبان را بیرون نیاورید
[ترجمه گوگل]چرخ دنده را به جلو برگردانید و گارد را هرگز بردارید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. We never did see that organ grinder again and I felt sorry about what had happened.
[ترجمه ترگمان]ما دیگر آن چرخ ساز را ندیدیم و احساس تاسف می کردم که چه اتفاقی افتاده
[ترجمه گوگل]ما هرگز آن اره را ندیده بودیم و از اینکه اتفاق افتاده بود متاسفم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Also provided with the grinder is a disc for use on metalwork.
[ترجمه ترگمان]علاوه بر این، چرخ یک دیسک برای استفاده در فلزکاری می باشد
[ترجمه گوگل]همچنین با چرخ دنده ارائه می شود یک دیسک برای استفاده در فلزات
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Relate to hypothetical activity of roller, grinder, sieves and mill, he wrote.
[ترجمه ترگمان]او نوشت که مرتبط با فعالیت فرضی of، آسیاب، الک و آسیاب است
[ترجمه گوگل]او نوشت که مربوط به فعالیت فرضی از غلتک، آسیاب، غربال و آسیاب است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The grocer had a grinder somewhere, and his wife unearthed it, dusted it down and plugged it in for me.
[ترجمه ترگمان]The جایی چرخ زد و زنش آن را از زیر خاک بیرون کشید، آن را گردگیری کرد و آن را به خاطر من روشن کرد
[ترجمه گوگل]بچگانه جایی جاروبرقی داشت، و همسرش آن را کشف کرد، آن را خراب کرد و آن را برای من متصل کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. His voice churned like a meat grinder that had long been abused by its owner.
[ترجمه ترگمان]صدایش مثل چرخ گوشتی بود که از صاحبش سو استفاده کرده بود
[ترجمه گوگل]صدای او مانند یک چرخ گوشت که مدتها توسط صاحبش مورد سوء استفاده قرار گرفته بود، رنج می برد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. By improving the wheel gear grinder of large plane grinding, the tooth modification method was presented for manufacturing noninvolute beveloid gears.
[ترجمه ترگمان]با بهبود چرخ چرخ دنده در آسیاب بزرگ، روش اصلاح دندان برای تولید gears beveloid نشان داده شده است
[ترجمه گوگل]با بهبود دنده چرخ دنده ای از سنگ شکن بزرگ، روش اصلاح دندان برای ساخت چرخ دنده های غیر چرخشی ارائه شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Visual Universal Wheel Dresser adaptable on surface grinder and universal tool grinder.
[ترجمه ترگمان]
[ترجمه گوگل]Universal Wheel Dresser ویژوال قابل انعطاف در سطح دنده و چرخ دنده جهانی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. A kind of new typed robotic abrasive belt grinder was designed.
[ترجمه ترگمان]نوعی از belt که مخصوص abrasive می باشد، طراحی شده است
[ترجمه گوگل]یک نوع ریش تراش رباتیک جدید تایپ شده طراحی شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The unit uses Air-feed grinder, is a grinding, mixing as one of the feed processing equipment, suitable f small medium sized farms feed mills to use.
[ترجمه ترگمان]این واحد از چرخ تغذیه - تغذیه استفاده می کند، که به عنوان یکی از تجهیزات فرآوری فید استفاده می شود، که برای استفاده از کارگاه تولید مزارع کوچک با اندازه متوسط کوچک استفاده می شود
[ترجمه گوگل]این واحد با استفاده از دستگاه تهویه مطبوع، یک آسیاب آسیاب، مخلوط کردن به عنوان یکی از تجهیزات پردازش خوراک، مناسب f کوچک کارخانه های مواد غذایی مزارع متوسط ​​برای استفاده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Designing the high - speed tool grinder of good performance is a principal condition.
[ترجمه ترگمان]
[ترجمه گوگل]طراحی ابزار سرعت بالا ابزار دقیق عملکرد خوب یک شرط اصلی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

لله (اسم)
bedder, grinder, mammy, tutor, dry-nurse

خرد کننده (اسم)
chopper, grinder, crasher

تیز کن (اسم)
grinder

دندان اسیا (اسم)
grinder

تخصصی

[عمران و معماری] خرد کن
[پلیمر] آسیاب گردساز

به انگلیسی

• person or thing which grinds; molar tooth; device which sharpens tools; device which grinds food
a grinder is a machine or device which crushes something into small pieces.

پیشنهاد کاربران

دستگاه آسیاب کردن
آسیاب، خرد کننده
خُردال = خرد ال ( مانند چنگال )
خردگر.
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما