grind out

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• ( با زحمت زیاد ) از خود درآوردن، به سختی تولید کردن
• ( ادامه دادن با وجود سختی ) با فشار ادامه دادن، با ناخن کندن انجام دادن
• ( در ورزش/رقابت ) با زور و تلاش پیروز شدن
🔸 مثال ها:
...
[مشاهده متن کامل]

He ground out an apology after hours of pressure.
بعد از ساعت ها فشار، به سختی یک عذرخواهی از خود درآورد.
The students ground out their essays the night before the deadline.
دانشجوها شب قبل از ضرب الاجل مقالاتشان را با زور و تلاش نوشتند.
Despite the injury, he ground out the final mile of the race.
با وجود مصدومیت، مایل آخر مسابقه را با زور و تلاش دوید.
The machine grinds out 500 bottles per hour.
دستگاه ساعتی ۵۰۰ بطری تولید می کند.

چیزی را با سختی زیاد تولید کردن
produce something with great difficulty

I find it very hard to GRIND OUT an original essay every week.
با زحمت یا بی حوصلگی یا از روی اجبار و بی اشتیاق چیزی را تولید کردن
To grind something out means to produce it in a boring or routine manner.
grind out - ground out
to say something in a rough, angry, or emotional way
‘You don’t love him, ’ he ground out.
با حالتی خشن و خارج از نزاکت چیزی گفتن
با عصبانیت و هیجان چیزی گفتن
منبع: دیکشنری لانگمن
https://www. ldoceonline. com/dictionary/grind - out

استنتاج کردن