great to be around

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• خوش مشرب، خوش برخورد، بودن در کنارش لذت بخش است
• آدم خوبی است، بودن با او لذت بخش است
• انرژی مثبت دارد، مصاحبت با او خوشایند است
🔸 مثال ها:
"I love working with Sarah. She's always smiling and supportive – she's just great to be around. "
...
[مشاهده متن کامل]

عاشق کار کردن با سارا هستم. همیشه خندان و حامی است – واقعاً بودن در کنارش لذت بخش است.
"He's not just a talented musician; he's also a genuinely great guy to be around. "
او فقط یک موزیسین بااستعداد نیست؛ بلکه واقعاً آدم خوب و خوش برخوردی هم هست.
"The new puppy is so friendly and calm. He's great to be around the kids. "
توله سگ جدید خیلی مهربان و آرام است. بودنش در کنار بچه ها عالی است.
"We hired her because she has the skills, but we kept her because she's great to be around. "
او را به خاطر مهارت هایش استخدام کردیم، اما به خاطر خوش مشربی اش نگه اش داشتیم.