gravelly

/ˈɡrævəli//ˈɡrævəli/

(صدای انسان) خشن و زمخت (مثل صدای به هم ساییدن ریگ)، شنی، ریگدار، سنگریزه دار، پرریگ، ریک دار، ریگ مانند
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
(1) تعریف: full of or like gravel.

(2) تعریف: raspy or harsh-sounding.
مشابه: hoarse

- an old sailor with a gravelly voice
[ترجمه ترگمان] ملوانی بود با صدای بم و خشن
[ترجمه گوگل] یک ملوان قدیمی با صدای گرانشی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. he had a gravelly voice
او صدای نتراشیده نخراشیده ای داشت.

2. There's a triumphant note in his gravelly voice.
[ترجمه ترگمان]صدای پیروزی در صدایش شنیده شد
[ترجمه گوگل]یک یادداشت پیروزمندانه در صدای گریه او وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. This gravelly soil is well drained and good for growing root crops.
[ترجمه ترگمان]این خاک ماسه ای به خوبی آبکشی شده و برای رشد محصولات ریشه خوب است
[ترجمه گوگل]این خاک سنگریزه به خوبی تخلیه و مناسب برای رشد محصولات ریشه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Silt and gravelly deposits had been left by the tide.
[ترجمه ترگمان]رسوبات و رسوبات از جزر و مد بیرون رفته بود
[ترجمه گوگل]رسوبات ماسه ای و گرانشی توسط جزر و مد باقی مانده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. His gravelly voice is perfect for radio.
[ترجمه ترگمان]صدای بم ون برای رادیو خیلی عالیه
[ترجمه گوگل]صدای گرانشی او برای رادیو مناسب است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. To be expected on sandy or gravelly shores where there is flushing with fresh or brackish water.
[ترجمه ترگمان]انتظار می رود که در سواحل شنی یا ماسه ای قرار گیرد که در آنجا آب شور و آب شور و آب شور وجود دارد
[ترجمه گوگل]انتظار می رود در سواحل ماسه ای یا سنگی که آب شیرین یا آب شور است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The drive was gravelly, and I had to focus on my steps so as not to stumble and spill Janir.
[ترجمه ترگمان]این جاده شنی بود و من مجبور شدم روی پاهایم تمرکز کنم تا سکندری نخورم و Janir نشت کنم
[ترجمه گوگل]راننده گره خورده بود، و من مجبور شدم روی گام هایم تمرکز کنم تا جانیور نپسندد و نابود شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The latter is further sub - divided into gravelly and sandy braided fluvial facies.
[ترجمه ترگمان]دومی به زیر gravelly ماسه ای و رخساره های fluvial تقسیم می شود
[ترجمه گوگل]دومی بیشتر به صورت ماسه ای و ماسه ای بافته شده فریبی تقسیم می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. On a long gravelly road we finally decided aroundthe long way back the highway.
[ترجمه ترگمان]بالاخره راه درازی در جاده پیدا کردیم و راه درازی در پیش گرفتیم
[ترجمه گوگل]در نهایت، در مسیر جاده ای طولانی، ما در نهایت تصمیم گرفتیم که دور بزنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. O ther properties that are located on the gravelly soil of the Medoc region possess the same philosophy of quality and dedication.
[ترجمه ترگمان]ویژگی هایی که بر روی خاک ماسه ای منطقه Medoc واقع شده اند دارای فلسفه کیفیت و فداکاری یک سان هستند
[ترجمه گوگل]خواص دیگری که در خاک سنگی منطقه مدوک واقع شده اند همان فلسفه کیفیت و تعهد را دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. This gravelly soil is well drain and is good for grow root crops.
[ترجمه ترگمان]این خاک شنی خشک می شود و برای رشد محصولات ریشه خوب است
[ترجمه گوگل]این خاک سنگریزه به خوبی تخلیه می شود و برای رشد محصولات ریشه مناسب است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Gravelly - sand over an iron - pan and gravel layer.
[ترجمه ترگمان]روی یک لایه شنی و ماسه
[ترجمه گوگل]گرانول - شن و ماسه بیش از یک آهنربا و لایه ماسه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The deformation properties of core gravelly soil of the Nuozhadu high rockfill dam are studied by using medium-scale triaxial tests and the field loading tests.
[ترجمه ترگمان]خواص تغییر شکل خاک شنی هسته سد rockfill Nuozhadu با استفاده از آزمون های سه محوری در مقیاس متوسط و آزمایش های بارگذاری میدان مورد مطالعه قرار گرفته است
[ترجمه گوگل]ویژگیهای تغییر شکل خاک ژله ای هسته سد Rockfill بالا از ناادادو با استفاده از تست های سه تایی متوسط ​​و آزمایش بارگذاری میدان مورد مطالعه قرار گرفته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. The truck turned off the main road along the gravelly track which led to the farm.
[ترجمه ترگمان]کامیون از جاده اصلی در امتداد مسیر ماسه ای امتداد یافته و به مزرعه منتهی می شد
[ترجمه گوگل]کامیون جاده اصلی را در امتداد مسیر گرانشی که منجر به مزرعه شد، خاموش کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

تخصصی

[خاک شناسی] ریگی - ریگی

به انگلیسی

• of or pertaining to gravel, resembling gravel; rough, harsh
an area of land that is gravelly is covered in small stones.
a gravelly voice is low and rough.

پیشنهاد کاربران

صدای زمخت و دورگه و خشن
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما