grassy

/ˈɡræsi//ˈɡrɑːsi/

معنی: علف مانند، پوشیده از چمن
معانی دیگر: سبز، علف رنگ، علفی، ساخته شده از علف، پوشیده از علف، واسی، علفدار
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
حالات: grassier, grassiest
مشتقات: grassiness (n.)
(1) تعریف: covered with grass.

(2) تعریف: resembling grass, as in color, form, or texture.

جمله های نمونه

1. a grassy knoll
پشته ی پوشیده از چمن

2. the grassy hills of kurdestan
تپه های پوشیده از سبزه ی کردستان

3. We slid down the grassy slope.
[ترجمه ترگمان]از سراشیبی چمن پایین آمدیم
[ترجمه گوگل]ما پایین پایین شیب چمنی افتادیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Dirt bike trails crisscrossed the grassy furrows.
[ترجمه ترگمان]دوچرخه کثیفی از شیارهای پوشیده از چمن عبور می کرد
[ترجمه گوگل]مسیرهای دوچرخه سواری خالی از چاله ها عبور می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Above the treeline take a grassy path leading steeply towards the summit.
[ترجمه ترگمان]بر فراز the، یک کوره راه پوشیده از چمن که با شیب تندی به سمت قله حرکت می کند، حرکت می کند
[ترجمه گوگل]بالای حیاط خلوت یک مسیر علفی را به سمت اجلاس سرازیر می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. They are lying on a grassy lawn.
[ترجمه ترگمان]آن ها روی چمن پوشیده از چمن دراز کشیده بودند
[ترجمه گوگل]آنها بر روی چمن گیاهی دروغ می گویند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. She looked back up the grassy slope.
[ترجمه ترگمان]از سراشیبی چمن به عقب نگاه کرد
[ترجمه گوگل]او پشت شیب چمنی نگاه کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. He saw a deer couching on the grassy bank.
[ترجمه ترگمان]اون یه گوزن رو دید که روی زمین پوشیده از چمن بود
[ترجمه گوگل]او یک کوسه گوزن را در بانک علفی دید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. A grassy path led down the hill.
[ترجمه ترگمان]یک جاده پوشیده از چمن از تپه پایین می آمد
[ترجمه گوگل]یک مسیر علفی به پایین تپه رفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Its buildings are half-hidden behind grassy banks.
[ترجمه ترگمان]ساختمان های آن نیمی از ساحل پوشیده از علف هستند
[ترجمه گوگل]ساختمان های آن در پشت بانک های علفی پنهان هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The missile buried itself deep in the grassy hillside.
[ترجمه ترگمان]موشک خود را در دامنه تپه ای پوشیده از علف مدفون ساخته بود
[ترجمه گوگل]موشک خود را عمیق در دامنه های چمن زا تفریح ​​کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. We chose a large level grassy pitch for our caravan.
[ترجمه ترگمان]ما سطح وسیعی از چمن را برای کاروان خود انتخاب کردیم
[ترجمه گوگل]ما برای کاروان ما سطح زمین علفی زیادی را انتخاب کردیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The grassy plain gave way to an extensive swamp.
[ترجمه ترگمان]دشت پوشیده از چمن به یک باتلاق گسترده منتهی می شد
[ترجمه گوگل]دشت علفی به روستائی وسیع رسید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. She was sitting on a grassy bank.
[ترجمه ترگمان]روی یک ساحل پوشیده از چمن نشسته بود
[ترجمه گوگل]او در یک بانک علفی نشسته بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Cattle move freely across the grassy plain.
[ترجمه ترگمان]رمه ها آزادانه از روی دشت پوشیده از چمن حرکت می کنند
[ترجمه گوگل]گاو آزادانه در سراسر دشت علفزار حرکت می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

علف مانند (صفت)
gramineous, grasslike, grassy

پوشیده از چمن (صفت)
grassy

به انگلیسی

• of grass; covered in grass; resembling grass
a grassy area of land is covered in grass.

پیشنهاد کاربران

سرسبز
علفی
علف مانند

علفزار
A grassy hill
علفزار
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما